روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٤٥٣ - ترجمه
روايت است كه:چون اين سورت آمد و رسول برخواند،صحابه شادمانه شدند.عبّاس بگريست.گفتند:چرا مىگريى؟گفت:براى آنكه من شنيدهام كه اين خبر مرگ رسول است.رسول گفت:راست مىگويد.پس از آن رسول را كس خندان نديد.
عبد اللّه عبّاس گفت:چون رسول-عليه السلام-از غزات حنين [١]بازآمد و اين سورت فرود آمد.رسول-عليه السلام-به حجرۀ فاطمه شد و گفت:
يا علىّ يا فاطمة! اين سورت فرود آمد،
و أنا اقول سبحان الله و بحمده و استغفر الله و أتوب إليه ،آنگه گفت:يا على:از پس من جهاد مىبايد كردن تو را.على گفت:يا رسول اللّه با كه؟گفت:با اصحاب احداث كه در دين براى خود سخن گويند،و در دين راى نيست،انّما دين اوامر و نواهى است از خداى تعالى.آنگه گفت:
اگر از پس من خليفتى باشد،جز تو نبود براى آنكه از تو سزاوارتر كس نيست به خلافت،براى خويشى و قرابت و مصاهرت و تزويج فاطمه[كه] [٢]سيّدۀ زنان جهان است و على الخصوص آن نعمت كه پدرت را بود بر من در جاهليّت و اسلام،و همه راى من آن است كه اين كار در تو و فرزندان تو باشد.اين خبر [٣]ثعالبى امام اصحاب الحديث در تفسيرش بياورده است به اسناد.
[١] .كا،آد،گا:خيبر.
[٢] .اساس:ندارد،با توجّه به آج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٣] .كا،آد،گا:اين حديث را.