روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٤١٢ - ترجمه
في ذلك:
انّ آيات ربنا بيّنات
ما [١]يمارى بهنّ [٢]الّا الكفور
حبس الفيل بالمغمّس حتّى
ظلّ يحبو كأنّه معقور
حوله من رجال كندة فتيان
مصاليت فى الحروب صقور
غادروه ثمّ ابذعرّوا سرا
عا كلّهم عظم ساقه مكسور
واقدي گفت:ابرهه [٣]جدّ آن نجاشى بود كه در عهد رسول ما بود.اصحاب تواريخ در تاريخ عام الفيل خلاف كردند.مقاتل گفت:پيش از مولد رسول بود -عليه السّلام-به چهل سال.كلبى گفت و عبيد عمير:پيش از مولد رسول بود به شست و سه سال [٤]،و بعضى دگر گفتند:رسول-عليه السّلام-هم آن سال زاد.
ابو الحويرث گفت:عبد الملك مروان پرسيد قتّات بن اشتم الكنانىّ اللّيثيّ را-و او از معمّران بود-كه تو مهترى يا رسول-عليه السّلام؟گفت:رسول از من مهتر بود،و لكن مولد من پيش از مولد رسول بود،كه رسول-عليه السّلام-عام الفيل زاد و من بزرگ بودم،پدرم مرا دست گرفته و آثار پاى پيل و روث او به من مىنمود.
عائشه گفت:من سايق و قائد پيل را ديدم به مكّه كور شده و مقعد گشته از مردم سؤال مىكردند،قوله: أَ لَمْ تَرَ كَيْفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِأَصْحٰابِ الْفِيلِ ،حقتعالى اين نعمت رسول را ياد كرد و اعلام كرد،گفت:نديدى،يعنى ندانستى كه خداى تو با اصحاب الفيل چه كرد!لفظ پيل،بر واحد گفت براى آنكه بر جنس حمل [١٨٥-ر]كرد.و گفتند:مراد آنكه يك پيل بود كه آن را«محمود»خواندند.
أَ لَمْ يَجْعَلْ كَيْدَهُمْ فِي تَضْلِيلٍ ،نه كيد ايشان در ضلال و خسار و هلاك
[١] .اساس:ممّا،با توجّه به آج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٢] .كذا:در اساس،آج:بها،كا،آد،گا:تبلك،چاپ شعرانى(١٧٦/١٢):فيهنّ.
[٣] .آج+از.
[٤] .كا،آد،گا:به سى سال.