روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٩٦ - ترجمه
آتش خداست افروخته.
آنكه مطّلع بود بر دلها.
بر ايشان در فراز كرده شود [١].
در عمودهاى كشيده.
قوله: وَيْلٌ لِكُلِّ هُمَزَةٍ ،الآية،حقتعالى بر سبيل تهديد و وعيد گفت:
واى هر [٢]عيّابى [٣]غمّازى.عبد اللّه عبّاس گفت:مراد سخنچيناناند كه ميان مردمان سعى كنند به فساد و تفريق كنند ميان دوستان و خويشان[١٧٨-ر]و دروغ بر بىگناهان نهند.سعيد جبير و قتاده گفتند:مراد مغتابانند كه غيبت كنند مردم را در غيبت [٤].ابو العاليه و حسن و عطا گفتند:«همزه»آن باشد كه عيب مردم كند در روى،و«لمزه»آن بود كه عيب[مردم] [٥]كند در غيبت.مقاتل گفت:
هر دو يكى باشد و معنى آنكه عيب كند مردم را از پس ايشان،گفت بيانش قول زياد الأعجم كه گفت:
اذا لقيتك عن شحط تكاثرني
و ان تغيّبت كنت الهامز اللّمزة
ابن زيد گفت:«همزه»آن باشد كه مردم را رنجاند [٦]به دست،و«لمزه»آن باشد كه ايشان را به زبان رنجاند.سفيان ثورى گفت:«همزه»آن باشد كه به زبان عيب كند [٧]،و«لمزه»آنكه به چشم شكستن عيب كند.ابن كيسان گفت:«همزه» آن باشد كه همنشين را به زبان رنجاند،و«لمزه»آنكه به چشم و ابرو و اشارت طعن زند بر او.
[١] .آج:بازبسته باشد.
[٢] .كا،آد،گا:بر.
[٣] .آج:غيّابى.
[٤] .كا،آد،گا:مراد غيبتكنندگاناند مردمان را در غيبت.
[٥] .اساس:ندارد،با توجّه به آج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٦] .آج:زند.
[٧] .آج:گويد.