روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٣٨ - ترجمه
نهى كردى از نماز كردن.ابو هريره روايت كرد كه يك روز ابو جهل گفت:اين محمّد در ميان شما نماز مىكند و روى در خاك مىمالد و شما رها مىكنى [١]، آنگه گفت:و الذي يحلف به،به آن[١٥٢-پ]خداى كه سوگند به او خورند كه اگر دگر بينم كه او نماز كند،گردن او به پاى بمالم.گفتند:اين ساعت نماز مىكند.بيامد تا رسول را زجر كند نزد او رفت،آن ديدند كه او بازگشت دست به روى بازگرفته.گفتند:چه بود تو را؟گفت:چون خواستم كه آهنگ او كنم يا چيزى بر او زنم خندقى ديدم ميان من و او پر از آتش،و شخصى ديدم با پرها كه به پر آن آتش بر من خواست ريختن [٢]،بازپس گريختم،خداى تعالى اين آيت بفرستاد.
آنگه گفت: أَ رَأَيْتَ إِنْ كٰانَ عَلَى الْهُدىٰ ،گفت بينى [٣]از [٤]رأى،يعنى چه گويى و چه رأى بينى كه اگر اين محمّد كه تو او را از نماز نهى مىكنى بر هدى و ره راست باشد و امر به تقوى و پرهيزگارى كند،و تو را از اين معروف نهى مىكنى،بگو تا بر تو چه لازم آيد؟و حال آنكس كه او را از كار خير و نماز بازدارد نگر تا چه باشد،و مراد به«هدى»در آيت ايمان است.
أَ رَأَيْتَ ،خطاب مىكند با مخاطبى مبهم،گفت:نبينى اگر اين نهىكننده از نماز و طاعت خداى اگر تكذيب كند پيغامبر صادق را [٥]،او مستحقّ اين تهديد باشد او را بايد گفتن: أَ لَمْ يَعْلَمْ بِأَنَّ اللّٰهَ يَرىٰ ،و جزاى اين دو شرط كه در آيت هست في قوله:«إن كان»و«إن كذّب»محذوف است،تقدير آنكه:أ رأيت إن كان محمّد على الهدى و أمر بالتقوى و أنت تنهاه عن الصلاة أ لست مستحق
[١] .آج و ديگر نسخه بدلها:رها مىكنيد.
[٢] .آج:كه آتش بر من خواست ريختن،كا كه به پر خواست آتش به من ريزد.
[٣] .آج و ديگر نسخه بدلها:نهبينى/نبينى.
[٤] .كا،آد،گا:آن.
[٥] .آج و ديگر نسخه بدلها+و روى از فرمان خداى بگرداند چه گويند او را.