روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٠٤ - ترجمه
لاٰ يَصْلاٰهٰا إِلاَّ الْأَشْقَى، اَلَّذِي كَذَّبَ وَ تَوَلّٰى ،ملازم نشود با اين آتش الّا شقىترى كه او دروغ دارد خداى و پيغامبر را.روايت است كه ابو هريره گفت:
فرداى قيامت به بهشت روند جمله خلايق الّا آنكس كه نخواهد.گفتند:و آنكه باشد كه نخواهد؟گفت:
إِلاَّ الْأَشْقَى اَلَّذِي كَذَّبَ وَ تَوَلّٰى .
وَ سَيُجَنَّبُهَا الْأَتْقَى اَلَّذِي يُؤْتِي مٰالَهُ يَتَزَكّٰى ،و بپرخيزانند [١]از دوزخ آن را كه او پرهيزگارتر باشد و مال بدهد تا از گناه پاكيزه شود،نظيره قوله: خُذْ مِنْ أَمْوٰالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَ تُزَكِّيهِمْ بِهٰا [٢].و گفتند:معنى آن است كه مال بدهد بر وجه زكات.و محلّ اين فعل-اعني يتزكى-حال است،أى متزكّيا.و بعضى اهل معانى گفتند:مراد به«أشقى و اتقى»در آيت،شقى و تقى است بىتفضيل،و مثله قوله: وَ هُوَ أَهْوَنُ عَلَيْهِ [٣]...أى هيّن[١٣٧-ر]،قال طرفة:
تمنّى رجال آن اموت و ان امت
فتلك سبيل لست فيها باوحد
وَ مٰا لِأَحَدٍ عِنْدَهُ مِنْ نِعْمَةٍ تُجْزىٰ
،گفت:كسى را بر او نعمتى نبود كه او را برآن مكافات بايست كردن،يعنى به نزديك اين مال بخشنده.گفتند:آيت در شأن ابو بكر الصّدّيق [٤]آمد،و عطا گفت:در ابو الدحداح آمد.و سبب نزول [٥]آن بود كه مردى انصارى بود و در سراى او درختى خرما بود و شاخهاى او بعضى در سراى همسايهاى [٦]آويخته بود،كودكان آن همسايه از آن خرما بخوردندى كه درويش بودند.او به شكايت به [٧]رسول آمد.رسول او را گفت:آن درخت به من فروش به درختى در بهشت.گفت:نفروشم.رسول از او برگشت.ابو الدحداح اين حديث بشنيد،بيامد
[١] .آج و ديگر نسخه بدلها:و بپرهيزد.
[٢] .سورۀ توبه(٩)آيۀ ١٠٣.
[٣] .سورۀ روم(٣٠)آيۀ ٢٧.
[٤] .كا:در حق صديق اكبر،اساس+رضى اللّه عنه.
[٥] .آج+او.
[٦] .اساس:همسايۀ/همسايهاى.
[٧] .آج:بر،كا:به نزديك.