روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٢٦ - ترجمه
ستارهاى كه به شب پيدا شود.و«طرق» [١]آمدن باشد به شب،قالت هند يوم احد:
نحن بنات طارق
نمشي على النمارق
يعنى پدر من در معروفى چون ستاره بود،و قال ابن الرّومىّ[١٠٠-پ]:
يا راقد الليل مسرورا بأوله
انّ الحوادث قد يطرقن أسحارا
لا تفرحنّ بليل طاب اوّله
فربّ آخر ليل أجّج النّارا
بعضى مفسران گفتند سبب نزول [٢]سورت آن بود كه:يك روز ابو طالب عمّ رسول-عليه السلام-با رسول نان مىخورد.ستارهاى از آسمان بيوفتاد،هرچه آنجا نهاده بود [٣]پرآتش شد و ابو طالب بترسيد و گفت:يا فرزند!اين چيست؟گفت:
ستارهاى از آسمان بينداختند،و اين آيتى است از آيات خداى تعالى،و خداى تعالى اين سورت فرستاد.
وَ مٰا أَدْرٰاكَ مَا الطّٰارِقُ ،آنگه رسول را گفت بر وجه استعظام و استكبار كه:تو چه دانى كه طارق چه باشد! آنگه تفسير كرد و گفت: اَلنَّجْمُ الثّٰاقِبُ ،ستارهاى درفشان باشد،و منه ثقوب النّار توهجها و التهابها،و مجاهد گفت:ثاقب از ثقب است كه سوراخ كند،يعنى كه آن ستاره كه به آن رجم شياطين كنند كه چون بر او آيد سوراخ كند او را.
ابن زيد گفت:مراد نجم ثاقب،ثريّاست و عرب آن را نجم خوانند [٤].او اسمى است علم ثريّا ر[ا] [٥]با«لام» [٦]تعريف،مخالف دگر اعلام.بعضى دگر گفتند:مراد به نجم ثاقب،زحل است كز [٧]آسمان هفتم مىآيد.و براى آن ثاقب
[١] .آج و ديگر نسخه بدلها:طروق.
[٢] .آج+اين.
[٣] .آج:بودند.
[٤] .كا،آد،گا:گويد،آج+اى طارق.
[٥] .اساس:ندارد،با توجّه به آج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٦] .كا،آد،گا:به الف و لام.
[٧] .آج و ديگر نسخه بدلها:كه از.