روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٠٢ - ترجمه
براى جواب قسم است.مكّيان و كوفيان إلاّ عاصم خواندند:«لتركبنّ»به فتح «با»،و اين قرائت عمر خطّاب است و عبد اللّه مسعود و عبد اللّه عبّاس.و بر اين قرائت خطاب با رسول باشد-عليه السلام-و معنى آن است كه:تو اى محمّد ركوب كنى بر طبقات آسمان طبقى از پس طبقى و يكى از پس ديگر،و درجهاى از پس درجهاى و رتبتى از پس رتبتى.
بعضى دگر گفتند:خبر است از آسمان،يعنى آسمان مىگردد از حال به حال،يكبار چون دهان باشد و يكبار چون مهل و يكبار متشقق شود به ابر و يكبار درنوردند.و دگر قرّاء به ضمّ«با»خواندند،و بر اين قرائت خطاب با جمله مكلّفان باشد،و اين اختيار ابو عبيد [١]است،گفت:براى آنكه اين خطاب لا يقتر است به مردمان ازآنكه به رسول-عليه السلام.
و در پيش آيت ذكر اختلاف ايشان كرد در نامه گرفتن به دست راست و به دست چپ،و از پس آيت هم حديث مكلّفان كرد: فَمٰا لَهُمْ [٩٠-ر] لاٰ يُؤْمِنُونَ ، گفت:چه بوده است اينان را كه ايمان نمىآرند پس ازآنكه من اينان را از حال به حال گردانيدهام و از عدم به وجود آورده.
بعضى مفسّران گفتند:اختلاف حالات خواست روز قيامت و اختلاف منازل و مقامات كه:در موقفى بدارند ايشان را،و در موقفى عرض كنند،و در موقفى حساب كنند،و در موقفى سؤال كنند،و در موقفى برانند،و در موقفى به دوزخ يا به بهشت فرستند.
مقاتل گفت:يكبار عدم و دگرباره وجود و دگرباره مرگ و دگرباره حيات در گور و دگرباره مرگ هم در گور و دگرباره بعث و نشور به قيامت.عطا گفت:اختلاف او خواست در دنيا،يكبار درويش و يكبار توانگر و يكبار ضعيف و يكبار قوى.عبد اللّه عبّاس گفت:مراد طبق عن طبق[عبارت است از
[١] .آج،كا:ابو عبيده.