روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٧٩ - ترجمه
ايشان-گفت:من نيز هم اين نذر كردم.
چون خداى تعالى ايشان را عافيت داد،على فاطمه را گفت:وقت آن است كه ما به آن نذر وفا كنيم.به نزديك ايشان هيچ نبود بقليل و كثير [١].اميرالمؤمنين -عليه السلام-به نزديك همسايهاى[٣٣-ر]رفت جهود و از او قرض خواست.
نام آن جهود شمعون بن جابا [٢].او پارهاى پشم بداد و سه صاع جو،گفت:اين پشم زنان را ده تا براى من بريسند،و اين صاعهاى جو برگيرند به مزد آن.على آن بستد و به خانه آورد،فاطمه-عليها السلام-صاعى از آن آس كرد [٣]و پنج قرص از آن بپخت.هريكى را قرصى،و هرچه در سراى روزه داشتند [٤].اميرالمؤمنين با رسول-عليه الصلاة و السلام-نماز بگزارد و به خانه بازآمد و طعام در پيش نهادند تا تناول كنند.هنوز دست به طعام نابرده،سايلى به در حجره فراز آمد و گفت:مسكين من مساكين المسلمين أطعموني أطعمكم اللّه من موائد الجنّة، درويشىام از درويشان مسلمانان،مرا طعامى دهى [٥]كه شما را خداى از خوانهاى بهشت طعام دهد.على آواز او بشنيد.اين بيتها انشاء كرد روى به زهرا كرد [٦].
فاطم ذات المجد و اليقين
يا بنت خير الناس أجمعين.
أ ما ترين البائس المسكين
قد قام بالباب له حنين
يشكوا إلى اللّه و يستكين
يشكو إلينا جايع حزين
كلّ امرئ بكسبه رهين
و فاعل الخيرات يستدين
موعده جنّة علّيّين
حرّمها اللّه على الضنّين
و للبخيل موقف مهين
تهوي به النار إلى سجّين
شرابه الصديق و الغسلين
[١] .كا،آد:طعامى نبود نه اندك و نه بسيار.
[٢] .كذا:در اساس و ديگر نسخه بدلها،تفسير قرطبى(١٣١/١٩):حاريا الخيبرىّ.
[٣] .كا،آد:صاعى از آن جو آرد كرد.
[٤] .كا،آد:و همه مردم سراى به روزه بودند.
[٥] .آج و ديگر نسخه بدلها:دهيد.
[٦] .آد:روى به زهرا عليها السلام آورد و اين بيتها انشا كرد.