روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٧٧ - ترجمه
زمهرير،و يوم مقمطرّ إذا كان صعبا شديدا،قال الهذليّ:
بنو الحرب ارضعنا لهم مقمطرّة
فمن يلق منّا ذلك اليوم يهرب
فَوَقٰاهُمُ اللّٰهُ شَرَّ ذٰلِكَ الْيَوْمِ
،گفت:خداى تعالى نگاه داشت ايشان را از شرّ آن روز كه مىترسيدند از او. وَ لَقّٰاهُمْ ،به ايشان نمود و به استقبال ايشان ببرد.
نَضْرَةً ،تازهرويى و شادمانى.مفسّران گفتند:نضرة فى الوجوه و سرورا فى القلوب.
وَ جَزٰاهُمْ بِمٰا صَبَرُوا ،و پاداشت دهند ايشان را به آن صبر كه كردند.و«ما» مصدرى است،أى بصبرهم،و«با»مجازات است. جَنَّةً ،بستانى پردرخت كه زمين را سايه كند [١]. وَ حَرِيراً ،و لباس حرير به آنكه صبر كردند [٢]بر طاعت و پرهيز از معصيت.ضحّاك گفت:بما صبروا على الفقر،و قرظيّ گفت:بما صبروا على الصوم.عطا گفت:على الجوع.عمر گفت [٣]:رسول را صلى اللّه عليه و آله پرسيدند از صبر،گفت صبر چهار گونه است:صبر است به نزديك زخم اوّل كه بدايت بلا باشد،و صبر است بر اداى فرائض،و صبر بر اجتناب محارم،و صبرى است بر مصائب.حسن گفت:جزاى ايشان آن باشد كه ايشان را به بهشت برد و لباس حرير در ايشان پوشاند.
مُتَّكِئِينَ ،نصب او بر حال است،تكيه زده باشند. فِيهٰا ،در بهشت. عَلَى الْأَرٰائِكِ ، بر سريرها كه از بالاى او كلّه زده باشند.و سرير را اريكه نخوانند [٤]الّا آنكه از بالاى او كلّه باشد.حسن گفت:اين لغت اهل يمن است و در آن عهد سرير به اين صفت ملوك يمن را بودى.مقاتل گفت:سريرها باشد با كلّه از شاخهاى زر مرصّع به انواع جواهر از درّ و ياقوت. لاٰ يَرَوْنَ فِيهٰا شَمْساً وَ لاٰ زَمْهَرِيراً ،در او [٥]آفتاب و سرما نبينند.قتاده گفت:خداى تعالى دانست كه گرماى سخت و
[١] .كا،آد:كه سايه بر زمين افگند.
[٢] .كا،آد:برآن صبر كه كردند.
[٣] .كا،آد:عمر خطّاب روايت كرد كه.
[٤] .كا،آد:خوانند.
[٥] .كا،آد:در آن بهشت.