روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٨٩ - ترجمه
پيش رسول-عليه السّلام-بنهاد و گفت:يا رسول اللّه!بخورى [١]از اين شاخ آنچه نيكوتر است از رطب و بسر و تذنوب رسول-عليه السّلام-و صحابه از آن بخوردند،و امّ الهيثم آرد به سرشت و به نان پختن مشغول شد،و ابو الهيثم خواست تا گوسپندى بكشد.رسول-عليه السّلام-رها نكرد.ايشان به قيلوله بخفتند.چون برخاستند،طعام تمام شده بود [٢]،طعام بخوردند و از آن آب سرد بازخوردند.
ابو الهيثم آن شاخ بازآورد تا باقى خرما كه بر او بود بخوردند.آنگه رسول-عليه السّلام-[١٧٥-پ]گفت:اين سايه و طعام و شراب و آب سرد آن است كه خداى تعالى بپرسد از اين في قوله: ثُمَّ لَتُسْئَلُنَّ يَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِيمِ .
گفتند:چون اين آيت آمد،صحابه گفتند:يا رسول اللّه!خداى ما را از اين أسودين-يعنى خرما و آب-بخواهد پرسيدن،و ما تيغ بر دوش نهاده در ره او قتال مىكنيم؟گفت:بلى،بخواهد پرسيدن.
ابن سيرين گفت از عبد اللّه عمر كه:اين«نعيم»گرماوه [٣]است.رسول -عليه السّلام-گفت:روز قيامت خداى تعالى نعمتهاى خود بر بنده شمارد تا در ميان آن گويد:نه از من خواستى كه فلانه را روزى من كن تا به زنى كنم او را،من اجابت كردم تو را،به نام و نسب بگويد او را.عبد اللّه عبّاس گفت:چون اين آيت آمد،صحابه گفتند:يا رسول اللّه!خداى ما را از كدام نعمت خواهد پرسيدن،و ما نان جوين نيمشكم مىيابيم [٤]؟خداى تعالى وحى كرد،گفت:بگو اينان را نه نعلين در پاى كردهاى [٥]و آب سرد مىخورى [٦].
أنس مالك گفت:چون اين آيت آمد،مردى درويش بيامد و گفت:يا رسول اللّه!همانا ما معافيم از اين سؤال كه ما را نعيمى نيست كه از آن بپرسند.
[١] .آج:بخور،كا،آد،گا:بخوريد.
[٢] .آج:طعام رسيده بود.
[٣] .آج،آد،گا:گرمابه.
[٤] .آج،آد،گا:نمىيابيم،كا:نان جو نيمسير يابيم.
[٥] .آج و ديگر نسخه بدلها:كردهايد.
[٦] .آج و ديگر نسخه بدلها:مىخوريد.