روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٧٣ - ترجمه
به حيّى فرستاد از بني كنانه،و منذر بن عمرو الانصارىّ را بر ايشان امير كرد.و بعضى دگر گفتند:سريّتى كه ايشان را به ذات السلاسل فرستاد،و اميرالمؤمنين على از [١]ايشان امير كرد.او برفت و با فتح بازآمد،پس ازآنكه دو معروف از صحابه برفتند و بىمقصود بازآمدند.
عمرو بن العاص گفت:يا رسول اللّه:مرا بفرست كه«الحرب خدعة فلعلّي اخدعهم،او را بفرستاد هم بازآمد و چيزى نكرد [٢].اميرالمؤمنين را برآن سريّه امير كرد،و آن هر سه را در زير رايت او كرد.اميرالمؤمنين ره بگردانيد و رهى بگرفت كه بازپس ايشان افتاد،و همهشب راه كرد در زمين سنگ لاخ.به وقت صبح به سر ايشان رسيد و ايشان غافل و بيشتر خفته،بر ايشان زد و قومى را بكشت و قومى را اسير گرفت [٣]و مالشان را به غارت برگرفت،فذلك قوله: فَالْمُغِيرٰاتِ صُبْحاً .
و از اميرالمؤمنين على روايت كردند كه:مراد به«عاديات»شترانند كه روى به حج نهند.ابو صالح گفت:مرا خلاف افتاد با عكرمه در«عاديات».او گفت:اسپانند.و من گفتم:شترانند.او گفت:من از مولاى خود شنيدم عبد الله عبّاس كه [٤]اسپانند،ابو صالح گفت:من نيز از مولاى خود شنيدم[١٦٨-پ] علىّ بن ابي طالب،و مولاى من از مولاى تو عالمتر است.
شعبيّ گفت:اين اختلاف برفت ميان عبد اللّه عبّاس و اميرالمؤمنين على.
عبد اللّه عبّاس گفت:ضبح،اسپ را باشد [٥]و نيز گرد به سنب [٦]اسپ برآيد از زمين.اميرالمؤمنين گفت:نمىدانى كه آيت در روز بدر آمد و روز بدر در ميان ما هيچكس اسپ نداشت مگر مقداد بن الأسود كه او اسپى داشت أبلق.
[١] .كا،آد،گا:على را بر.
[٢] .آج:كارى نكرد.
[٣] .آج و ديگر نسخه بدلها:اسير كرد.
[٤] .آج+او گفت،
[٥] .كا،آد،گا:گويند.
[٦] .كا،آد،گا:سبب.