روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٤٢ - ترجمه
فربه نكند و بنگزيراند از گرسنگى.
رويها آن روز نازك [١].
كردارش را خشنود.
در بهشتى بلند.
نشنوند در او سخن لغو.
در آنجا چشمهايى باشد روان.
در آنجا سريرها باشد فراشته [٢].
و كوزهها [٣]نهاده.
و بالشها بازنهاده.
و بساطها [٤]افگنده.
نمىنگرند در شتر كه او را چگونه آفريدهاند.
و به آسمان كه چگونه برداشتهاند [٥].
و به كوهها كه چگونه بداشتند [٦].
و به زمين كه چگونه بگستردند.
ياد ده تو ياددهندهاى.
[٧] نيستى بر ايشان نگهبان.
الّا آنكه پشت بر كند و كافر شود.
عذاب كند او را خداى عذاب مهتر.
[١] .آج+و نرم.
[٢] .آج:افراشته.
[٣] .اساس:كوزها/كوزهها.
[٤] .آج:و زيلوها.
[٥] .آج:افراشته شد.
[٦] .آج:برداشته شد.
[٧] .اساس:بمسيطر،با توجّه به آج و ضبط قرآن مجيد تصحيح شد.