روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٠ - ترجمه
هركس [١]به آنچه كرده است گرو نهاده است.
مگر اهل دست راست.
در بهشتهااند مىپرسند.
از گناهكاران.
كه برد شما را در دوزخ[٧-ر].
گفتند:نبوديم از نمازكنان.
و ندادگان [٢]طعام درويش.
و در رفتمانى[با] [٣]فروشوندگان.
و دروغ داشتمانى روز [٤]جزا.
تا آمد به ما كار درست.
سود ندارد ايشان را شفاعت شفاعت خواهان.
چيست ايشان را كه از ياد كردن فرومىكردند.
پندارى كه ايشان خرانند رميده.
كه برمد از شير.
بل مىخواهد هر مردى از ايشان كه بدهند او را صحيفههاى افلاخته [٥].
هرگز نباشد اين بل نمىترسند از سراى بازپسين.
حقّا كه اين يادگارى است.
هركه خواهد ياد كند اين را.
و يا نكنند الّا
[١] .آج:نفس.
[٢] .آج:ندادمانى.
[٣] .اساس:كلمه زير وصالى رفته،با توجّه به آج افزوده شد.
[٤] .آج:به روز.
[٥] .آج:افراخته.