روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٨٢ - ترجمه
بخمس ،پنج چيز به پنج چيز.گفتند:يا رسول اللّه:كدام است آن پنج چيز كه به پنج چيز باشد؟گفت:هيچ قوم نباشد كه نقص عهد كند و الّا خداى تعالى دشمن را بر ايشان مسلّط كند.و هيچ قوم نباشد كه به خلاف راستى حكم كند و الّا درويشى بر ايشان مسلّط[٨٠-پ]شود.و فواحش در ميان هيچ قوم ظاهر نشود و إلاّ مرگ بر ايشان مسلّط شود.و عادت نكنند كم سختن [١]و كم پيمودن الّا نبات از ايشان منع كنند و ايشان را به قحط امتحان كنند.و هيچ قوم زكات منع نكنند و الّا باران از ايشان منع كنند.
مالك دينار گفت:مرا همسايهاى بود،بيمار شد.من در عيادت او رفتم، او را در نزع يافتم و بانگ مىداشت،مىگفت:دو كوه از آتش [٢]قصد من مىكنند.
من گفتم:يا هذا!اين چه خيال است كه تو را مىنمايد،يا هذيانى است كه مىگويى؟گفت:نه،حقيقت است،و اين ازآنجاست كه مرا دو مكيال بود:
يكى زيادت،يكى ناقص.به زيادت بستدمى و به ناقص بدادمى.اين جزاى آن است مىدانم.
عكرمه گفت:گواى [٣]دهم بر هم كيّالى و وزّانى كه از اهل دوزخ است.
گفتند:نه پسر تو هم كيّال است و هم وزّان؟گفت:دوزخى است.اصمعىّ گفت از اعرابىاى شنيدم كه مىگفت:مروّت طمع مدار از آنكس كه مروّت او از سر مكيال است و چشمۀ ترازو باشد،و شاعر گويد در اين معنى:
ما للتجار و للسخاء و انما
نبتت لحومهم على قيراط
و ديگرى گويد:
خذوا مال التّجار و سوّفوهم [٤]
فإن جميع ما جمعوا حرام [٥]
و راوى خبر گويد كه:اميرالمؤمنين -عليه السلام-چون از حكومات فارغ
[١] .آج،آد،گا:كم سنجيدن.
[٢] .كا،آد،گا:دو كوه آتشين.
[٣] .كا،آد،گا:گواهى.
[٤] .آج مصرع دوم بيت چنين است:إلى وقت فانّهم لئام.
[٥] .آج:مصراع مربوط مىشود به مصراع دوم بيتى ديگر كه مصراع اول آن چنين است:و ليس عليكم في ذاك اثم.