روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٧٢ - ترجمه
ريزيده گردند [١]و فشانده شوند.و الفطر،الشقّ،و الانفطار و الانشقاق و الانتثار التفرق،و انفعال هميشه مطاوع فعل بود،يقال:شققته فانشقّ،و نثرته فانتثر [٢]،و درياها در يكديگر گشايند تا يك دريا شود.حسن گفت:آبش بشود.كلبى گفت:مملو كنند.
وَ إِذَا الْقُبُورُ بُعْثِرَتْ ،و آن روز كه گورها بازشيبانند [٣]و زير و زبر كنند تا مردگان را از او بيرون آرند زنده كرده.و البعثرة و البحثرة،البحث.و اصل كلمت بحث است،«را» [٤]در او زيادت كردند،و بحث و بعث،متقارب[٧٦-ر]المعنى است،جز آن است كه«را»ى بر [٥]مبالغت زيادت كردند،اين بحثى باشد كه زير و زبر كند.
عَلِمَتْ نَفْسٌ ،اين جواب«إذا»است و عامل است در او.گفت:آنگه كه اين كارها پيدا شود بداند هر نفسى آنچه كرده باشد از افعالى كه در مقدّم عمر كرد و افعالى كه آخر عمر كرد.عكرمه گفت:آنچه تقديم كرد از فرائض و آنچه ضايع كرد.و گفتند:آنچه تقديم كرد از اعمال و بازگذاشت از مظالم.و گفتند:آنچه تقديم كرد از صدقات و تأخير كرد از تركات.و گفتند:آنچه در پيش افگند از فرزندان كه فرط كرده باشد تا شفيع او باشد،و آنچه تأخير كرده باشد تا وارث او باشند.و گفتند:
ما فعلت و تركت،آنچه كرده باشد و آنچه رها كرده باشد از كردنى و ناكردنى.
يٰا أَيُّهَا الْإِنْسٰانُ ،آنگه خطاب كرد با آدمى،گفت:يا آدمى،اى فرزند آدم! چه غرّه كرد تو را و چه بفريت [٦]تو را و مغرور كرد به خداى كريم.
در خبر است كه رسول-عليه السلام-اين آيت بخواند و گفت:
غره جهله آدمى را جهل به خداى مغرور كرد.قتاده گفت:عدوّه البائس المسلط،دشمن
[١] .كا،آد،گا:ريخته كردند.
[٢] .كا،آد،گا+و إذا البحار فجرّت.
[٣] .آج:بازشيارند.
[٤] .كا،آد+را.
[٥] .كا:آد،گا:را براى.
[٦] .كذا در اساس،همۀ نسخه بدلها:بفريفت.