روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٤٣ - ترجمه
إِنَّمٰا أَنْتَ مُنْذِرُ مَنْ يَخْشٰاهٰا ،آنچه كار تو است و به تو تعلّق دارد آن است كه تو ترسانندۀ آنى كه از قيامت بترسد [١].قرائت عامّۀ قرّاء به اضافت است[٦٣-ر]:
مُنْذِرُ مَنْ .و ابو جعفر و ابن محيصن [٢]خواندند:«منذر»بالتنوين.
كَأَنَّهُمْ يَوْمَ يَرَوْنَهٰا لَمْ يَلْبَثُوا إِلاّٰ عَشِيَّةً أَوْ ضُحٰاهٰا ،پندارى كه آن روز قيامت بينند مقام نكرده باشند الّا نماز شامى يا چاشتگاهى.و اين عبارت است از استقلال و استحقار مدّت مقام ايشان در گور.و بعضى مفسّران گفتند:از مدّت مقام ايشان در دنيا.فرّاء گفت:اگرچه«عشيّه»را ضحى نباشد،إنما ضحى روز را باشد و لكن اين سايغ [٣]است در كلام عرب كه گويند:آتيك العشية أو غداتها [٤]، معنى آنكه آخر روز يا اوّلش بيايم،قال الفرّاء و أنشدني بعض بني عقيل:
نحن صبحنا عامرا في دارها
جردا تعاطى [٥]طرفى نهارها
عشيّة الهلال أو سرارها
أراد:و عشية سرار العشيّة.و حقيقت اين اضافت ازآنجاست كه «ضحى»پيوسته است با«عشيّة»و اضافت به أدنى ملابست حاصل شود.
[١] .كا:تو بترستيم كه از قيامت بترساند.
[٢] .اساس،آج،كا:به صورت«محيص»هم خوانده مىشود.
[٣] .آج و ديگر نسخه بدلها:شايع.
[٤] .كا،آد،گا:غداها.
[٥] .كذا:در اساس،آج و كا،تفسير قرطبى(٢١٠/١٩):تعادى.