روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٤ - ترجمه
كٰانَ وَعْدُهُ مَفْعُولاً ،وعدۀ او كرده بود،يعنى آنچه او به وعده داد لا محال كاين و واقع بود،پس همچنان است كه پندارى كرده است.
إِنَّ هٰذِهِ تَذْكِرَةٌ ،اى هذه السورة أو هذه الآيات،اين سورت يا اين آيات يادگارى است ياددهنده. فَمَنْ شٰاءَ اتَّخَذَ إِلىٰ رَبِّهِ سَبِيلاً ،هركه او خواهد به خداى خود راهى بگيرد،يعنى به ثواب خداى-كه آن به اختيار اوست-اگر طاعت كند به ثواب رسد كه خداى تعالى وعده داده است او را به آن و دعوت كرده است او را با آن،و اگر نكند به سوء اختيار او باشد.
إِنَّ رَبَّكَ يَعْلَمُ أَنَّكَ تَقُومُ أَدْنىٰ مِنْ ثُلُثَيِ اللَّيْلِ -الآية،گفت:خداى تو مىداند يا محمّد كه تو برمىخيزى نزديكتر يا كمتر از چهار دانگ شب. وَ نِصْفَهُ وَ ثُلُثَهُ ،و نيمۀ او و دو دانگ از او.نافع و ابو عمرو خواندند:«نصفه و ثلثه»به جرّ «فا»و«ثا»عطفا على قوله: مِنْ ثُلُثَيِ اللَّيْلِ ،و باقى قرّاء خواندند: نِصْفَهُ وَ ثُلُثَهُ ، نصب بر ظرف،أى تقوم نصف الليل و ثلثه. وَ طٰائِفَةٌ ،و گروهى از آنان كه با تواند.
وَ اللّٰهُ يُقَدِّرُ اللَّيْلَ وَ النَّهٰارَ ،خداى تعالى مىاندازد [١]شب و روز به تقديرى مقدّر كه گاهى[٥-ر]شب آرد و گاهى روز آرد،گاهى شب دراز بود و روز كوتاه،و گاهى روز دراز بود و شب كوتاه،براى آن تا آنچه به شب فايت شود به روز قضا كنى،و آنچه به روز فايت شود به شب قضا كنى. عَلِمَ أَنْ لَنْ تُحْصُوهُ ، دانست كه شما احصاى ساعات شب نتوانى كردن [٢]،يعنى طاقت ندارى [٣]احياء شب كردن. فَتٰابَ عَلَيْكُمْ ،توبۀ شما قبول كرد و عذر شما بپذيرفت [٤].
فَاقْرَؤُا مٰا تَيَسَّرَ مِنَ الْقُرْآنِ ،بخوانى [٥]از قرآن آنچه بر شما خوار باشد از جملۀ قرآن.سدّى گفت:صد آيت قرآن بخواند،روز قيامت از محاجّت قرآن
[١] .آج:مىافزايد.
[٢] .آج و ديگر نسخه بدلها:نتوانيد كردن.
[٣] .آج و ديگر نسخه بدلها:نداريد.
[٤] .آج،آد،گا:پذيرفت،كا:بپذيرفت.
[٥] .آج و ديگر نسخه بدلها:بخوانيد.