روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٢٦ - ترجمه
طاعات و اجتناب قبايح.
إِنّٰا أَنْذَرْنٰاكُمْ عَذٰاباً قَرِيباً ،گفت:ما مىترسانيم شما را[٥٥-ر]از عذابى نزديك،و آن روز قيامت است و عذاب او،و گفتند:عذاب روز بدر است.
يَوْمَ يَنْظُرُ الْمَرْءُ مٰا قَدَّمَتْ ،آن روز كه مرد نگران باشد آن عمل را كه كرده باشد،يعنى منتظر باشد جزاى آن عمل [١]كه كرده باشد.و به اتّفاق اين«نظر»به معنى انتظار است. وَ يَقُولُ الْكٰافِرُ يٰا لَيْتَنِي كُنْتُ تُرٰاباً ،و كافر گويد:كاشك من خاك بودمى،وقت را [٢]چون در خاك خاك شده بودم اعادت نكردندى مرا و به شمارگاه نياوردندى.
عبد اللّه بن عمرو گفت: [٣]چون روز قيامت باشد و زمين را همچنان كه اديم گسترند بگسترند و دوابّ و بهايم و وحوش را جمع كنند براى قصاص،و خداى تعالى مقاصّت كند ميان ايشان تا انتصاف كنند از گوسفند سرودار كه از او تعدّى رفته باشد برآن گوسفند بىسرو،آنگه چون انتقام كشيده باشد و عوض بستده و به او داده فرمان دهد تا خاك شوند ايشان،كافر عند آن حال گويد: يٰا لَيْتَنِي كُنْتُ تُرٰاباً ،تمنّاى حال ايشان كند.
و عكرمه گفت:در بعضى كتب ديدم كه عند آن حال كه كافر تمنّاى آن كند كه كاشك تا خاك بودمى،حيوانات ديگر از بهايم و وحوش چون غم و اندوه و شدّت حال آدميان بينند،گويند:سپاس خداى را كه ما را تكليف نكرد چنان كه شما را تا چنان كه ما را اميد بهشت نيست،بيم دوزخ نباشد.
ابو القاسم بن حبيب گفت:در بعضى تفاسير ديدم كه مراد به«كافر» ابليس است كه استنكاف كرد از سجدۀ آدم و گفت: خَلَقْتَنِي مِنْ نٰارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طِينٍ [٤]،سجده نكنم او را كه او از خاك است،آنگه كه مرتبت او بيند تمنّاى حال
[١] .آج و ديگر نسخه بدلها+را.
[٢] .آج و ديگر نسخه بدلها:و مرا.
[٣] .آج و ديگر نسخه بدلها:عبد اللّه عمر گفت.
[٤] .سورۀ اعراف(٧)آيۀ ١٢.