روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٧٣ - ترجمه
ممانعت و مخالفت و معادات كنند،ايشان كافران باشند. كُبِتُوا ،ايشان را به روى درآرند به خزى و هلاك چنان كه كردند با آنان كه از پيش ايشان بودند از كافران به انواع هلاك و عذاب.[ وَ قَدْ أَنْزَلْنٰا آيٰاتٍ بَيِّنٰاتٍ ،و ما بر ايشان آيات روشن و دلالات واضح فرستاده بوديم] [١]. وَ لِلْكٰافِرِينَ عَذٰابٌ مُهِينٌ ،و كافران را عذابى باشد خواركننده كه ايشان را ذليل و مهين بكند.
يَوْمَ يَبْعَثُهُمُ اللّٰهُ جَمِيعاً ،گفت:ياد كن اى محمّد آن روز كه خداى تعالى ايشان را همه زنده گرداند و خبر دهد ايشان را به آنچه كرده باشند،و اين بر سبيل تهديد و وعيد است[و مردانه خبر دادن است.يعنى با روى ايشان آرند آنچه كرده باشند براى تشوير و تخجيل،و گفتند:اين خود عبارت است از عذاب و عقوبت،چنان كه يكى از ما گويد:من با تو بگويم و با تو نمايم و تو را آگاه كنم از آنچه كردهاى.و مراد از اينهمه تهديد و وعيد باشد] [٢]به عذاب نه گفتار[و نه] [٣]خبر.آنگه بر سبيل زجر و وعظ و تذكير گفت: أَحْصٰاهُ اللّٰهُ وَ نَسُوهُ ،آن اعمال و معاصى كه ايشان كردهاند فراموش كردند،و خداى تعالى فراموش نكرده است، بل بشمرده [٤]است آن و نگاه داشته و بفرموده نوشتن [٥]تا به ايشان تقرير كند و ايشان را بر وفق آن عقوبت كند. وَ اللّٰهُ عَلىٰ كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ ،و خداى تعالى بر همه چيزى گواه است.
أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللّٰهَ يَعْلَمُ مٰا فِي السَّمٰاوٰاتِ وَ مٰا فِي الْأَرْضِ ،گفت:نمىبينى،يعنى نمىدانى اى محمّد كه خداى تعالى مىداند آنچه در آسمان و زمين است و بر او هيچ پوشيده نماند. مٰا يَكُونُ مِنْ نَجْوىٰ ثَلاٰثَةٍ ،نباشد هيچ راز سه كس.جملۀ قرّاء «يكون»خواندند به«يا»براى آنكه حايلى هست ميان فعل و فاعل از«من».و «من»زيادت است آنجا،و ابو جعفر به«تا»خواند براى تأنيث«نجوى»و
[٣] [٢] [١] .اساس:ندارد،با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها افزوده باشد.
[٤] .آد،كا،گا:برشمرده.
[٥] .آد،كا،گا+آن.