روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٧٤ - ترجمه
گفت:«من»زيادت است،اگرچه در لفظ حايل است در معنى حايل نيست،و قوله:ثلاثة،أى ثلاثة نفر.فرّاء گفت:جرّ«ثلاثة»رواست كه به اضافۀ«نجوى»باشد به او.و رواست كه صفت«نجوى»باشد،و التّقدير:من نجوى ثلاثة [١]،يعنى از سه راز،و بر قول اوّل از راز سه كس. إِلاّٰ هُوَ رٰابِعُهُمْ ،الّا و او چهارم ايشان است از روى علم،يعنى بر او پوشيده نباشد و او در علم بهمنزلۀ آنكس باشد كه با ايشان بوده باشد. وَ لاٰ خَمْسَةٍ ،و نه نيز پنج كس با هم سرّ گويند،و الّا او ششم ايشان است. وَ لاٰ أَدْنىٰ مِنْ ذٰلِكَ وَ لاٰ أَكْثَرَ ،و نه كم [٢]از آن و نه بيش [٣]از آن،و الّا او با ايشان شنود و احوال ايشان داند.عامۀ قرّاء خواندند: وَ لاٰ أَكْثَرَ ،به فتح«را» در محلّ جرّ،براى آنكه لا ينصرف است،و ابواب لا ينصرف در [٤]جرّ [٥]مفتوح بود،تقول:ليس عندي من دينار و لا درهم،و لا اقلّ منه و لا اكثر.و يعقوب خواند: «وَ لاٰ أَكْثَرَ» به رفع حملا على انّه لم يعتدّ بمن الزّائد [٦]و گفت:
جار و مجرور در محلّ رفع است،چنان كه:ما جاءني من احد،و المعنى احد.و اين بر قول آنكس روان باشد كه نجوى ثلاثة صفت و موصوف گويد،فامّا قول آنكس كه مضاف و مضاف إليه گويد بههيچوجه جرّ [٧]نشايد،براى آنكه عطف«اكثر»بر«ثلاثة»باشد،و«ثلاثة»مجرور بود به اضافه على كلّ حال.فامّا آنكه صفت و موصوف گويد«ثلاثة»به ظاهر مجرور است و به معنى مرفوع، و زهرىّ در شاذّ«اكبر»خواند به«با». إِلاّٰ هُوَ مَعَهُمْ أَيْنَ مٰا كٰانُوا ،و الّا خداى-جلّ جلاله-با ايشان است هركجا باشند. ثُمَّ يُنَبِّئُهُمْ بِمٰا عَمِلُوا يَوْمَ الْقِيٰامَةِ ،آنگه ايشان را خبر دهد به آنچه كرده باشند روز قيامت،و خداى تعالى به
[١] .آد:نجوىّ.
[٢] .آد،كا،گا:كمتر.
[٣] .آد،كا،گا:بيشتر.
[٤] .آد،كا+حال،گا+محل.
[٥] .اساس:جمع،با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٦] .آد،كا،گا:الزّائدة.
[٧] .كذا،در اساس و ديگر نسخه بدلها،«جز جر»صحيحتر مىنمايد.