روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٤٩ - ترجمه
گفت:خدايت سلام مىكند و مىگويد:
أنت تجوز على الصّراط بنور اللّٰه و علىّ بن ابي طالب يجوز على الصّراط بنورك و أمّتك تجوز على الصّراط بنور على،فنورك من نور اللّٰه و نور علىّ من نورك و نور امّتك من نور عليّ.و يغفر لكم ،و بيامرزد شما را.
وَ اللّٰهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ ،و خداى تعالى آمرزنده و بخشاينده است.] [١]لِئَلاّٰ يَعْلَمَ أَهْلُ الْكِتٰابِ ،سعيد جبير خواند:لكيلا يعلم،و«لا»صله است،و التّقدير ليعلم اهل الكتاب،و گفتند:اين«لا»اگرچه صله است در او شمّهاى از نفى است،و آن آن است كه اهل كتاب نمىدانند [٢]،من اين براى آن كردم تا بدانند.و گفتهاند:«لا»صله باشد در هر كلامى كه در ضمن او نفى بود و اگرچه مصرّح نباشد،چنان كه در اين آيت بيان كرديم،و مثله قوله[تعالى] [٣]: قٰالَ مٰا مَنَعَكَ أَلاّٰ تَسْجُدَ إِذْ أَمَرْتُكَ [٤]،و قوله: وَ مٰا يُشْعِرُكُمْ أَنَّهٰا إِذٰا جٰاءَتْ لاٰ يُؤْمِنُونَ [٥]،و قوله: حَرٰامٌ عَلىٰ قَرْيَةٍ أَهْلَكْنٰاهٰا أَنَّهُمْ لاٰ يَرْجِعُونَ [٦].
أَلاّٰ يَقْدِرُونَ عَلىٰ شَيْءٍ مِنْ فَضْلِ اللّٰهِ [أى لا يقدرون.«أن»ناصبه نيست بل مخفّفه است از ثقيله،و تقدير آنكه:«أنهم لا يقدرون على شىء من فضل الله».
گفت] [٧]:بدانند كه ايشان قادر نهاند بر هيچچيز از فضل و نعمت خداى، بل [٨]فضل و رحمت او به دست اوست.كلبي گفت:مراد به اين اهل كتاب بيست و چهار مردند كه [٩]از يمن به مكّه آمدند،نه جهود بودند و نه ترسا بر دين پيغمبران ديگر بودند اسلام آوردند.ابو جهل ايشان را گفت:و فدى بوديد [١٠]شما
[١] .اساس:ندارد،با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٢] .آد،كا،گا+كه.
[٧] [٣] .اساس:ندارد،با توجّه به آد،گا افزوده شد.
[٤] .سورۀ اعراف(٧)آيۀ ١٢.
[٥] .سورۀ انعام(٦)آيه ١٠٩.
[٦] .سورۀ انبيا(٢١)آيه ٩٥.
[٨] .اساس:با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٩] .آد،كا،گا:مرداناند.
[١٠] .اساس:بديد،با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.