روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٤٥٠
بودن.و«كانوا»براى آن گفت[كه] [١]في سابق [٢]علم اللّٰه چنين بودند،و علم تعلّق به چيزى دارد على ما هو به دارد [٣].
وَ أَنْ لَوِ اسْتَقٰامُوا عَلَى الطَّرِيقَةِ ،آنگه اين آيت به دنبال آن بياورد تا كسى گمان نبرد كه علم خداى ايشان را برآن حمل كرد يا ايشان برآن مجبور و مجبول بودند،گفت:اگر بر طريق حق استقامت كردندى بدل آنكه قسوط و جور و كژى و برگشتگى كردند[ لَأَسْقَيْنٰاهُمْ مٰاءً غَدَقاً ، ما ايشان را] [٤]به بدل آتش آبى دادمانى بسيار،[و] [٥]گفتند:چرا آب را تخصيص كرد؟از اين چند وجه گفتند:يكى آنكه چون در آيت اوّل آتش گفت،در برابر آن آب گفت،و اين وجهى قريب است براى مناسبت و مطابقت.
يكى را از جملۀ صحابه پرسيدند از اين،گفت:از براى آنكه[] [٦]هركجا [٧]آب باشد گياه باشد،و هركجا [٨]آب و گياه باشد مال باشد بسيار و عيشى خوش باشد،مراد آنكه:وسّعنا عليهم فى الرّزق فى الدّنيا.
لِنَفْتِنَهُمْ فِيهِ ،تا امتحان كنيم ايشان را در آن مال و نعمت تا شكر كنند يا كفران كنند،و اين قول سعيد بن المسيّب است و عطاء بن ابى رباح و عبيد بن عمير و عطيّه و مقاتل.
و [٩]حسن بصرى گفت:و اللّٰه كه اصحاب رسول درويش بودند و بر طريقت مستقيم سامع و مطيع،[پس] [١٠]خداى تعالى كنوز قيصر و كسرى بر ايشان بگشاد،مفتون شدند و امام خود را بكشتند-يعنى عثمان[عفّان] [١١]را.