روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٤١٣ - ترجمه
وَ الَّذِينَ هُمْ عَلىٰ صَلاٰتِهِمْ يُحٰافِظُونَ ،و آنان كه بر نماز محافظت كنند تا به اوقات خود بگذارند [١]. آنان كه جامع باشند به اين خصال ايشان در بهشتهايى باشند عزيز و مكرّم.[چنان كه گفت: أُولٰئِكَ فِي جَنّٰاتٍ مُكْرَمُونَ ] [٢].
آنگه گفت: فَمٰا لِ الَّذِينَ كَفَرُوا ،چه بوده است اين كافران را. قِبَلَكَ مُهْطِعِينَ ، [كه به جانب تو مىشتابند،و گفتند] [٣]:روى به تو كرده [٤]و گردن بكشيده [٥]و چشم تيز كرده،و تفسير«اهطاع»برفت در سورۀ ابراهيم.و نصب او بر حال است،و عامل در حال«ما»ى استفهامى است،كانّه قال:اسأل عنهم مهطعين.
عَنِ الْيَمِينِ وَ عَنِ الشِّمٰالِ عِزِينَ ،از راست و از چپ حلقه حلقه شده و گروه گروه و جماعت جماعت،جماعات [٦]في تفرقه،گروهى باشند جمع جمع پراگنده،يكى را عزة گويند و نظيرها فى الكلام:ثبة و ثبين و قلة و قلين و كرة و كرين،و قال الرّاعي:
أ خليفة الرّحمن إنّ عشيرتي
أمسى سراتهم عزين فلولا
و قال عنترة:
و قرن قد تركت لذى ولىّ [٧]
عليه الطّير كالعصب العزين
أبو هريره روايت كرد كه يك روز:رسول-صلّى اللّٰه عليه و آله و سلّم-بيرون آمد و صحابه حلقه حلقه متفرّق شده بودند،گفت:
ما لي اراكم عزين ،چرا شما را پراگنده مىبينم؟
[١] .اساس و ديگر نسخه بدلها:بگذارند/بگزارند.
[٢] .اساس:ندارد،با توجّه به ديگر نسخه بدلها از قرآن مجيد افزوده شد.
[٣] .اساس:ندارد،با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٤] .آد و ديگر نسخه بدلها:آورده.
[٥] .آد و ديگر نسخه بدلها:گردن افراشته.
[٦] .آد و ديگر نسخه بدلها:ندارد.
[٧] .آد و ديگر نسخه بدلها:كذا ملىّ،ضبط شعرانى(٢٦٨/١١):لدى مكرّ،با توجّه به منابع شعرى و ضبط تفسير قرطبى تصحيح شد.