روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٧٠ - ترجمه
جملۀ كفّارات الّا فى كفّارات اذى حلق الرّأس [١]كه آنجا دو مدّ بايد دادن،و اين قول عبد اللّٰه عمر است و عبد اللّٰه عبّاس و ابو هريره.و ابو حنيفه گفت:اگر خرما دهد يا جو،صاعى بايد دادن،و اگر گندم دهد نيم صاع،و صاعى چهار مدّ باشد.
و در مويز دو روايت است:يكى يك صاع و يكى نيم صاع،و مذهب مالك چون مذهب شافعى است الّا در كفّارت ظهار كه گفت:هر مسكينى را مدّى بايد دادن حجازى،و آن مدّى و ثلث مدّى باشد به مدّ رسول-صلّى اللّٰه عليه و آله و سلّم-و از آن بايد دادن كه غالب باشد بر قوت او و قوت عيال او.و شافعى گفت:از آن بايد دادن كه غالب باشد بر قوت اهل شهر،و اين به مؤمنان بايد دادن،به كافران نشايد دادن.و شافعى همين گفت،و ابو حنيفه گفت:شايد دادن،و به مكاتب نشايد دادن،و شافعى هم چنين گفت،و ابو حنيفه گفت:
شايد دادن هرچه آن را طعام خوانند[شايد دادن] [٢]و روايت اصحاب ما آن است كه:بالاترين او [٣]نان و گوشت باشد و ميان نان و زيت و فروتر نان و نمك، شافعى گفت:الّا دانه نشايد،آرد و پست [٤]و نان نشايد،و أنماطى از اصحاب شافعى گفت:آرد شايد،و خلاف در فطره همچنين است.اين طعام به درويشان خرد [٥]و بزرگ بايد دادن و اگر ايشان را حاضر كرده باشد تا طعام بخورند،هر دو كودك را به مردى حساب بايد كردن.و مالك موافقت كرد ما را فى عدّ صغيرين بكير [٦].و ابو حنيفه و شافعى گفتند:طعام به كودكان نشايد دادن،بل در دست ولىّ ايشان بايد كردن تا صرف كند در مصالح ايشان.
[١] .آد،كا،گا:الا در كفّاره سر تراشيدن.
[٢] .اساس:ندارد،با توجّه به كا افزوده شد.
[٣] .آد،گا:كه او.
[٤] .اساس:حب،با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٥] .آد،كا:خورد.
[٦] .كا:ما را در اين كه دو كودك را بر حساب گيرند.