روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٦٩ - ترجمه
امّا زن آبستن و شيردهنده حكم ايشان حكم بيمار است بلا خلاف.
چون افطار كنند خوفا على ولديهما،به هيچ حال تتابع منقطع نشود.و اصحاب شافعى را در او دو قول است:[قولى چون قول ما،و قولى ديگر آنكه منقطع شود.اگر طعام يا شراب در حلق روزهدار كنند به اكراه تتابع منقطع شود،و شافعى را در او دو قول است] [١]:اگر مرد را برده نبود و بها ندارد، به روزه مشغول شود،[اگر] [٢]در ميانه دست فراخ شود و قادر[بر] [٣]برده واجب نيست او را كه عدول كند،بل به روزه برود،الّا آنكه مستحب آن است كه عتق كند و اين مذهب ماست و مذهب مالك و شافعى و اوزاعى و احمد و اسحاق است،و ثورى،و ابو حنيفه و اصحابش گفتند:عدول كند با عتق و روزه رها كند،نيّت تتابع در باب روزه شرط نيست،بل نيّت روزه كفايت باشد.و شافعى را در او سه قول است:يكى چنين كه ما گفتيم،و دوم آن است كه محتاج باشد به نيّت تتابع در شب اوّل.و قول سئوم [٤]آنكه هر شب تجديد نيّت تتابع بايد كردن.مظاهر چون برده آزاد كند پيش از عود مجزى نباشد از او،چنان كه سوگند خوار را [٥]اگر كفّارت كند پيش از حنث،و شافعى گفت روا باشد.
فَمَنْ لَمْ يَسْتَطِعْ فَإِطْعٰامُ سِتِّينَ مِسْكِيناً [٦] ،اگر نتواند دو ماه روزه داشتن فعليه فَإِطْعٰامُ سِتِّينَ مِسْكِيناً ،بر اوست كه شصت مسكين را طعام دهد،[هر] [٧]مسكينى را دو مدّ[١٥-پ]طعام دهد اگر تواند،و اگر نتواند يك مدّ.و مدّى دو رطل و ربع رطلى باشد به عراقى در جملۀ كفّارات،و شافعى گفت:يك مدّ بايد دادن در
[٧] [٣] [٢] [١] .اساس:ندارد،با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٤] .آد،گا:سيم.
[٥] .آد:خود را.
[٦] .آد،كا،گا+أى فعليه اطعام ستّين مسكينا،يعنى.