روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٤٤٦
كافرانند،در ميان ما نيز كافرانند به بعث و نشور.
وَ أَنّٰا لَمَسْنَا السَّمٰاءَ ،و گفتند [١]:ما نيز بيسوديم آسمان را.مراد به«لمس» مقاسات و طلب صعود است،يقال [٢]:لمست هذا الامر اذا اخذت في طلبه و مقاساته. فَوَجَدْنٰاهٰا مُلِئَتْ حَرَساً شَدِيداً وَ شُهُباً ،يافتيم آن را كه مملو بود از فرشتگان نگاهدارندۀ [٣]قوى و ستارگان تابنده كه به وقت آنكه ما خواستيم كه تعاطي آن كنيم تا به آسمان رسيم و چيزى [٤]از اخبار غيب بشنويم و استراق سمع كنيم،يا فرشته مانع شد يا شهابى و [٥]ستارۀ آتشى بيامد و ما را بسوخت.
اگر گويند:ايشان با آنكه مىدانستند كه فرشتگان مانعند و شهاب ايشان را مىسوزاند [٦]،چگونه ملجأ نشدند [٧]به ترك آن؟گوييم از اين دو جواب است:يكى آنكه روا داشتندى كه به جايى افتد [٨]كه خالى باشد از فرشته و ستارۀ سوزنده.ديگر آنكه آنان[را] [٩]كه اين خبر دادند باور نداشتند.و نصب «حرسا»و«شهبا»بر تميز است و حرس جمع حارس باشد،كالعسس في جمع العاسّ [١٠].
آنگه خبر دادند كه [١١]:از اين پيش چون خواستمانى كه بنشينيم جايى كه استراق سمع كنيم و دزديده چيزى بشنويم،ممنوع نبوديم [١٢]از آن.اكنون چون مىخواهيم تا چنان كنيم،شهابى و ستارهاى از آتش ما را منع كند،و ذلك قوله:
[١] .كا:گفت:
[٢] .آد،كا:يقول.
[٣] .آد و ديگر نسخه بدلها+و.
[٤] .آد،گا:خبرى.
[٥] .آد و ديگر نسخه بدلها:يا.
[٦] .آد و ديگر نسخه بدلها:مىسوزد.
[٧] .كا:مىنشدند.
[٨] .آد و ديگر نسخه بدلها:افتند.
[٩] .اساس:ندارد،با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[١٠] .آد و ديگر نسخه بدلها:كالعسس و العاسس.
[١١] .آد و ديگر نسخه بدلها:دادند و گفتند وَ أَنّٰا كُنّٰا نَقْعُدُ مِنْهٰا مَقٰاعِدَ لِلسَّمْعِ .
[١٢] .كا:نبودى.