روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٨٩ - ترجمه
آن [١]تمنّاى مرگ كند كه داند كه مآل به دوزخ است.
مٰا أَغْنىٰ عَنِّي مٰالِيَهْ ،[آنگه] [٢]بر سبيل تحسّر و تلهّف گويد:مال من از من غنا نكرد و به فرياد من نرسيد.
هَلَكَ عَنِّي سُلْطٰانِيَهْ ،سلطان و ملك من از من هلاك شد و با من نماند [٣]، و بيشتر مفسّران گفتند:معنى آن است كه ذهب [٤]عنّى حجّتى،حجّت من از دست من برفت براى آنكه هرچه [٥]حجّت پنداشته باشد [٦]شبهت بود.
عند آن حال،خداى تعالى خازنان دوزخ را گويد: خُذُوهُ ،بگيريد او را.
فَغُلُّوهُ ،بند كنيد[او را] [٧].در خبرى آمد كه [٨]:چون خداى تعالى گويد: خُذُوهُ ، بگيريد او را،بر سر هريك شخص صدهزار زبانيه گرد آيند[و] [٩]در او آويزند.او در دست ايشان پاره پاره شود چنان كه از او در دست ايشان جز چربو بنماند.
آنگه خداى تعالى او را باز آفريند،ديگرباره او را بگيرند و بند بر دست و پاى او نهند و غل بر گردن او نهند.
ثُمَّ الْجَحِيمَ صَلُّوهُ ،پس با دوزخ ملازم كنيد او را،و يقول [١٠]العرب:
صليت النّار و بالنّار [١١]و صلّيتها غيري و أصليتها،و منه قراءة من قرأ:تصلّى نارا حامية.
ثُمَّ فِي سِلْسِلَةٍ ذَرْعُهٰا سَبْعُونَ ذِرٰاعاً فَاسْلُكُوهُ ،گويد [١٢]او را:در بندي [١٣]و
[١] .آد:نزد آن،كا:نزد او.
[٩] [٧] [٢] .اساس:ندارد،با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٣] .كا:بنماند.
[٤] .آد و ديگر نسخه بدلها:ذهبت.
[٥] .آد و ديگر نسخه بدلها:كه آنچه.
[٦] .آد و ديگر نسخه بدلها:حجّت پنداشتند.
[٨] .آد و ديگر نسخه بدلها:و در خبر مىآيد كه.
[١٠] .كا:تقول.
[١١] .اساس:بالنّار و النّار،با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[١٢] .آد،گا:پس گويد.
[١٣] .اساس:در بنديد،با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.