روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٨٨ - ترجمه
دهند. فَيَقُولُ ،گويد: يٰا لَيْتَنِي لَمْ أُوتَ كِتٰابِيَهْ ،كاش [١]تا نامۀ من به دست من ندادندى.
ابن سائب [٢]گفت:دست چپ او بازپيچند [٣]و نامه در او نهند،و گفتند:دست چپ او از جانب راست او به در كشند و نامه در او نهند،و گويد [٤]:تا كاشكى نامۀ من به من نمىدادند. [وَ لَمْ أَدْرِ مٰا حِسٰابِيَهْ] [٥]،و من ندانستمى تا حساب چه باشد،و اين براى آن گويد كه داند كه در آن نامه چه قبايح است و فضايح.
يٰا لَيْتَهٰا كٰانَتِ الْقٰاضِيَةَ ،كاشكى [٦]تا مرگى بودى حكمكننده،و گفتند:زندگانى به سر آرنده،من قولهم [٧]:فقضى عليه،أى أنفد عمره عليه،و منه قولهم:قضيت الامر فانقضى،أى أتممته فتمّ،أراد الموتة القاضية،و گفتند:مراد آن است كه كاشكى [٨]تا اين مرگ كه ما را در دنيا بود،مرگى بودى قضاكننده بأن لا حياة بعدها،كه ازآنپس زندگانى نبودى،و گفتند:
معنى آن است[كه] [٩]كاش [١٠]بمردمى و برستمى.قتاده گفت:در آخرت تمنّاى مرگ كنند و در دنيا هيچ نباشد كه از مرگ مكروهتر باشد [١١]به نزديك او،در دنيا از مرگ گريزان بود تا نعمت بر او سر نيايد [١٢]و او با جزاى عمل نرسد اين جا موجب همان است كه آنجا داند كه او چه كرده است و مستحقّ چيست،و چون بدان جا رسد معاينه بيند چنان كه او را شكّى پيش نيايد [١٣]،عند
[١] .كا:شك.
[٢] .آد و ديگر نسخه بدلها:ابن السّائب.
[٣] .آد و ديگر نسخه بدلها:دست او بازپس پيچند.
[٤] .آد و ديگر نسخه بدلها:نزد آن حال گويد يا ليتني-الآية.
[٥] .اساس:ندارد،با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها،از قرآن مجيد افزوده شد.
[١٠] [٨] [٦] .آد،گا:كاش،كا:كاشك.
[٧] .اساس:قوله،با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٩] .اساس:ندارد،با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[١١] .آد و ديگر نسخه بدلها:بود.
[١٢] .اساس:سر آيد،با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[١٣] .آد:چنان كه در آن شكىّ نباشد،كا:چنان كه شكّى در آن نباشد.