روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٢٩ - ترجمه
بيوفتند [١]. إِنَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ بَصِيرٌ ،او به همه چيزى داناست و بينا.
أَمَّنْ هٰذَا الَّذِي هُوَ جُنْدٌ لَكُمْ ،گفت [٢]:كيست كه او لشكر است شما را و نگاهدار است كه شما را حمايت كند [٣]و يارى كند جز خداى تعالى،يا اگر خداى تعالى به شما رنجى خواهد كه بازدارد، إِنِ الْكٰافِرُونَ إِلاّٰ فِي غُرُورٍ ،كافران نيستند الّا در غرور به اين مذهب و اعتقاد كه ايشان دارند.
أَمَّنْ هٰذَا الَّذِي يَرْزُقُكُمْ ،يا كيست[٦٣-پ]آنكه شما را روزى دهد. [إِنْ أَمْسَكَ رِزْقَهُ] [٤]،اگر خداى روزى بازگيرد از شما-و جزاى شرط مقدّم شده است بر شرط،و التّقدير:ان امسك اللّٰه رزقه من ذا الّذي يرزقكم.آنگه به سبيل اخبار از عناد كافران و جحود ايشان [٥][بازنمود ] [٦]: بَلْ لَجُّوا ،به لجاج و ستيزه بازايستادند اين كافران در عصيان و طغيان و رميدن از فرمان خداى تعالى.
آنگه گفت بر سبيل تنبيه و تحذير به صورت تخيير: أَ فَمَنْ يَمْشِي مُكِبًّا عَلىٰ وَجْهِهِ أَهْدىٰ أَمَّنْ يَمْشِي سَوِيًّا عَلىٰ صِرٰاطٍ مُسْتَقِيمٍ ،گفت:آنكس كه مىرود به روى در آمده [٧]،به هدايت و راه راست اولىتر باشد يا آنكس كه مىرود به راه دين [٨]، اين [٩]فعلى است مخالف قياس براى آنكه«افعل» [١٠]او لازم است و فعل او [١١]متعدّى،و قياس افعال لازم و متعدّى برعكس اين باشد،«فعل»لازم بود و «افعل»متعدّى،كقولهم:ذهب فلان و اذهبته،و:دخل فلان و ادخلته،و:خرج و اخرجته،و اين چنين است كه:اكبّ فلان لوجهه و كببته،و قال اللّٰه تعالى:
[١] .آد و ديگر نسخه بدلها:بيفتند.
[٢] .آد،كا:يا،گا:آيا.
[٣] .آد و ديگر نسخه بدلها:شما راى و او شما راى حمايت كنند.
[٤] .اساس:ندارد،با توجه به آد و ديگر نسخه بدلها از قرآن مجيد افزوده شد.
[٥] .آد و ديگر نسخه بدلها:آنگه عناد ايشان.
[٦] .اساس:ندارد،با توجه به آد و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٧] .كا،گا:روى افتاده.
[٨] .آد و ديگر نسخه بدلها:بر راه راست.
[٩] .آد:و اين اكب.
[١٠] .آد و ديگر نسخه بدلها:در آنكه افعال.
[١١] .كا،گا:ندارد.