روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٢٤ - ترجمه
اين [١]بود،حقتعالى گويد:گمان تو چه بود؟گويد:گمان تو چه بود؟گويد:گمان من آن بود كه بر من رحمت كنى.حقتعالى گويد:رها كنيد او را،مردى ديگر را بيارند،از آتش شهيقى مانند [٢]شهيق استر و زفيرى كه اهل عرصات از آن بترسند. قوله: إِنَّ الَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ ،آنگه حقتعالى گفت:آنان كه از خداى بترسند در غيبت،يعنى در حالى كه حال خلوت بود،و غيبت مردمان بود به آنچه كند [٣]نه به جاى مردمان بود [٤]يا به رياى ايشان،و آنچه نكند نه براى خوف ايشان نكند،بل من خشية اللّٰه و رجاء رحمة اللّٰه كند [٥]،اين است معنى: يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ بِالْغَيْبِ .
لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَ أَجْرٌ كَبِيرٌ ،ايشان را باشد آمرزش و مزدى بزرگوار.
آنگه بر سبيل تهديد و وعيد فرمود: وَ أَسِرُّوا قَوْلَكُمْ أَوِ اجْهَرُوا[بِهِ] [٦]،گفت:
اگر خواهيد سخن به جهر گوييد و آواز بلند [٧]و اگر [٨][خواهيد] [٩]به سرّ گوييد پنهان كه به نزديك او [١٠]يكى است [١١]،و او عالم است به اسرار دلها.
أَ لاٰ يَعْلَمُ مَنْ خَلَقَ [١٢] ،اين آيت [١٣]در حقّ مشركان آمد كه ايشان رسول را سخن ناسزا گفتندى،خداى تعالى از گفتار [١٤]ايشان رسول را خبر دادى [١٥]بر زبان جبرئيل-عليه السّلام-تا ايشان بازگفتندى [١٦]،را گمان آمدى كه
[١] .كا:به اين،چاپ شعرانى(٢١٤/١١):به از اين.
[٢] .آد و ديگر نسخه بدلها:بمانند.
[٣] .آد و ديگر نسخه بدلها:بود كه آنچه او كند.
[٤] .آد و ديگر نسخه بدلها:كند.
[٥] .آد و ديگر نسخه بدلها:رحمته.
[٦] .اساس:ندارد،با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها،از قرآن مجيد افزوده شد.
[٧] .گا:سخن به سر گوييد و پنهان.
[٨] .اساس:و يا،با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٩] .اساس:ندارد،با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[١٠] .آد:نزد من،كا،گا:نزديك من.
[١١] .آد و ديگر نسخه بدلها+ إِنَّهُ عَلِيمٌ بِذٰاتِ الصُّدُورِ .
[١٢] .آد و ديگر نسخه بدلها:ندارد.
[١٣] .آد و ديگر نسخه بدلها:آيتها.
[١٤] .آد و ديگر نسخه بدلها:گفت.
[١٥] .آد و ديگر نسخه بدلها:خبر مىداد.
[١٦] .آد و ديگر نسخه بدلها:تا به ايشان بازمىگفت.