روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٢٦ - ترجمه
حال او خبر ندارد.هاتفى آواز داد از گوشهاى كه [١]: أَ لاٰ يَعْلَمُ مَنْ خَلَقَ وَ هُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ .
هُوَ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ ذَلُولاً ،او آن خداست كه زمين را در زير قدم شما مذلّل و مسخّر كرد تا شما چنان كه خواهيد در وى مىرويد و مىآييد و مىنشينيد و مىخسپيد. فَامْشُوا فِي مَنٰاكِبِهٰا ،برويد در دوشهاى زمين.عبد اللّٰه عبّاس گفت:مراد كوههاست.ضحّاك گفت:مراد پشتههاست [٢].مجاهد گفت:
مراد راهها و فجاج است.كلبى گفت [٣]:اطراف زمين است.و اصل«منكب»از نكوب باشد و آن عدول باشد،و المنكب المعدل،و منه الرّيح النّكباء،و نكب فلان عن الطّريق و تنكّب إذا عدل ناحية.
وَ كُلُوا مِنْ رِزْقِهِ ،صورت هر دو امر است[و] [٤]مراد اباحت،و بخوريد از روزى او،[و] [٥]آيت دليل است بر آنكه روزى[خدا] [٦]جز حلال نباشد براى آنكه حرام ممنوع و منهىّ عنه است نه مأمور به باشد نه مباح. وَ إِلَيْهِ النُّشُورُ ،و با اوست زنده كردن خلقان.
أَ أَمِنْتُمْ ،ابن كثير خواند:«و امنتم»به«واو»در حال وصل از ضمّه راى [٧]«نشور»واوى سخت [٨]بخواند،و كوفيان و شاميان به دو همزه خواندند بر اصل خود،و باقى قرّاء به تخفيف همزۀ اوّل و تليين دوم.و اصل«أأمنتم»است [٩]به لفظ استفهام است و معنى تهديد،و گفت:ايمن شدهايد [١٠]ازآنكه در آسمان است،
[١] .آد و ديگر نسخه بدلها:از گوشهاى آواز داد كه.
[٢] .اساس:كوبيد،با توجّه به آد،كا تصحيح شد.
[٣] .كا+مراد.
[٥] [٤] .اساس:ندارد،با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٦] .اساس،گا:ندارد،با توجّه به آد،كا افزوده شد.
[٧] .اساس:و از،با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٨] .اساس:و بىمناحت بخواند نشور و ء أمنتم،با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٩] .اساس:امنت،با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[١٠] .آد،گا:شديد،كا:شدهاند.