روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٢٣ - ترجمه
فَاعْتَرَفُوا بِذَنْبِهِمْ ،آنگه خداى تعالى گفت:در دوزخ به گناه خود معترف شوند و مقرّ آنيد.و آيت از چند وجه دليل است بر بطلان مذهب مجبّره،يكى آنكه گفت: فَاعْتَرَفُوا بِذَنْبِهِمْ ،آنگه خداى تعالى گفت:در دوزخ به گناه خود معترف شوند و مقرّ آيند،ايشان اعتراف دهند به گناه و اعتراف ايشان بر ايشان حجّت باشد،و حجّت خداى را باشد بر ايشان و برآن مذهب حجّت بنده را بود،و ديگر:اضافۀ گناه با ايشان كرد،و اگر فعل خداى بودى اضافت[گناه] [١]با ايشان دروغ بودى.ديگر آنكه:اگر در قيامت تكليف بودى-چنان كه اصحاب نجّار [٢]گفتند-توبۀ همۀ كافران مقبول بودى،و چون دانستندى كه توبه مقبول خواهد بودن ملجأ بودندى به توبه كردن،و چون چنين بودى هيچ كافر معذّب نبودى،و اين خلاف اجماع است.گفت [٣]: فَسُحْقاً لِأَصْحٰابِ السَّعِيرِ ،هلاك بادا اهل دوزخ را.و نصب او بر مصدرى باشد محذوف الفعل.
سعيد جبير گفت:«سحق»نام واديى است در دوزخ،و عامۀ قرّاء خواندند:«فسحقا»به اسكان«حا»،و كسائى و ابو جعفر«سحقا»خواندند به دو ضمّه و هما لغتان:كالرّعب،و الرّعب،و السّحت و السّحت.
مجاهد گفت از عبد اللّٰه عبّاس كه:روز قيامت مردى را به دوزخ برند، [دوزخ] [٤]از او[منزوى و] [٥]منقبض شود،حقتعالى گويد:چه بود تو را؟گويد:
بار خدايا،او پناه بسيار با تو دادى [٦]از من.حقتعالى گويد [٧]:رها كنيد بندۀ مرا، بندۀ ديگر را بيارند [٨].چون به كنار دوزخ شود [٩]گويد:بار خدايا،گمان من به تو نه
[٥] [٤] [١] .اساس:ندارد،با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٢] .آد و ديگر نسخه بدلها:چنان كه نجّاريان.
[٣] .آد و ديگر نسخه بدلها:چاپ شعرانى(٢١٣/١١):آنگه گفت.
[٦] .كا:داد.
[٧] .كا:خداى گويد.
[٨] .آد،گا:ديگرى بيارند.
[٩] .آد و ديگر نسخه بدلها:رسد.