روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٤٩ - ترجمه
دهند به صبر و رضا.
قرّاء در او خلاف كردند.عامۀ قرّاء خواندند: يَهْدِ قَلْبَهُ ،به فتح«يا»و«با»، و اين اختيار ابو عبيده است و ابو حاتم.و سلمى خواند:«يهدى قلبه»به ضمّ«يا» و«با»بر فعل مجهول،و طلحه بن مصرّف خواند:«نهد قلبه»به«نون»و فتح «با» [١]على التّعظيم،و عكرمه خواند:«يهدأ قلبه»به همزه [٢]و رفع«با»من الهدء و هو السّكون،[يعنى] [٣]دلش ساكن شود.بعضى ديگر[خواندند] [٤]:«يهدا قلبه»به تخفيف همزه من الهدء أيضا. وَ اللّٰهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ ،و خداى تعالى بر همه چيزى عالم است.
وَ أَطِيعُوا اللّٰهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ ،گفت:اطاعت داريد خداى را و رسول را.
فَإِنْ تَوَلَّيْتُمْ ،اگر بر گرديد و پشت بر فرمان خداى كنيد، فَإِنَّمٰا عَلىٰ رَسُولِنَا الْبَلاٰغُ الْمُبِينُ ،بر پيغمبر ما آن است كه پيغام برساند و بيان كند.
اَللّٰهُ لاٰ إِلٰهَ إِلاّٰ هُوَ ،آنگه گفت:خداى تعالى آن است كه بجز او خدايى نيست. وَ عَلَى اللّٰهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ ،و بر خداى توكّل كنند [٥]مؤمنان.
يٰا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّ مِنْ أَزْوٰاجِكُمْ وَ أَوْلاٰدِكُمْ ،آيت در شان قومى آمد كه خواستند كه هجرت كنند،دوستى زن و فرزند و اسباب و اموال دامن ايشان گرفت.چون خواستندى كه [٦]هجرت كنند خويشان و فرزندان او گفتندى [٧]به خداى بر تو كه مكّه را رها نكنى و زن و فرزند و مال.و آنجا بىخانومان خانومان و مسكن و محتاج باشى [٨]،و ما بر فراق تو صبر نداريم و با تو نمىتوانيم آمدن.
بهرى را رقّتى پديد آمدى،مقام كردندى و هجرت نكردندى.خداى تعالى اين
[١] .آد،كا:به نون و نصب قلبه.
[٢] .آد و ديگر نسخه بدلها:به همزه.
[٤] [٣] .اساس:ندارد،با توجّه به آد،كا افزوده شد.
[٥] .آد و ديگر نسخه بدلها:توكّل كنانند.
[٦] .آد و ديگر نسخه بدلها:خواستند كه.
[٧] .آد و ديگر نسخه بدلها:هجرت كنند ايشان گفتندى.
[٨] .آد و ديگر نسخه بدلها:مىباشى.