روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٤ - ترجمه
لأنّ التّأنيث غير حقيقىّ. وَ لاٰ مِنَ الَّذِينَ كَفَرُوا ،و نه نيز از كافران فديه نستانند.
مَأْوٰاكُمُ النّٰارُ ،مأواى شما دوزخ است. هِيَ مَوْلاٰكُمْ ،[أى اولى بكم] [١]،آن اولىتر است به شما [٢]،قال لبيد:
فغدت كلا الفرجين تحسب انّه [٣]
مولى المخافة خلفها و أمامها
وَ بِئْسَ الْمَصِيرُ
،و بد جاى بازگشتى است [٤].
أَ لَمْ يَأْنِ لِلَّذِينَ آمَنُوا ،گفت:وقت نيامد؟كلبى و مقاتل گفتند:آيت در منافقان آمد پيش از هجرت،و سبب آن بود كه سلمان را گفتند:ما را خبر ده از آنچه در تورات ديدهاى از عجايب،خداى تعالى آيت فرستاد[كه] [٥]: نَحْنُ نَقُصُّ عَلَيْكَ [٦].مدّتى از اين گفتار بازايستادند.چون خداى تعالى زجر كرد ايشان را، به آنكه گفت:قرآن نيكوترين [٧]قصّههاست و نافعترين،ديگرباره با سر سؤال سلمان شدند،خداى تعالى آيت فرستاد: اَللّٰهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَدِيثِ [٨].مدّتى ديگر فروگذاشتند،آنگه با سر سؤال شدند.خداى تعالى اين آيت فرستاد و گفت:
وقت نيست كه اين [٩]مؤمنان يعنى مظهران ايمان به زبان و مبطنان كفر كه دل ايشان خاشع شود به فرمان خداى تعالى و براى امر [١٠]خداى.
عبد اللّٰه مسعود گفت:ميان اسلام ما و ميان آنكه ما را عتاب كردند به اين آيت الّا چهار سال نبود.آنگه مؤمنان يكديگر را عتاب كردن گرفتند،بعضى ديگر گفتند:اين وعظى است كه خداى تعالى كرد مؤمنان را مبتدأ چون از
[٥] [١] .اساس:ندارد،با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٢] .اساس+اين مولى اولاست،با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها زايد مىنمايد.
[٣] .اساس:تحسبوا،با توجّه به كا تصحيح شد.
[٤] .آد،كا،گا:بازگشتن است آن.
[٦] .سورۀ يوسف(١٢)آيۀ ٣.
[٧] .آد،كا،گا:نيكوتر.
[٨] .سورۀ زمر(٣٩)آيۀ ٢٣.
[٩] .آد،كا:وقت اين نيامد كه،گا:وقت نيامد كه.
[١٠] .آد،كا،گا:ذكر.