روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٩٨ - ترجمه
ثُمَّ تُرَدُّونَ إِلىٰ عٰالِمِ الْغَيْبِ وَ الشَّهٰادَةِ ،پس شما را با خداى برند كه او داناى نهان و آشكار است تا خبر دهد شما را به آنچه كرده باشيد و جزا دهد شما را به آن[و پاداش يابيد] [١].
يٰا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذٰا نُودِيَ لِلصَّلاٰةِ مِنْ يَوْمِ الْجُمُعَةِ ،آنگه خطاب كرد با مؤمنان گفت:اى گرويدگان به خداى و رسول،چون ندا كنند[شما را] [٢]براى نماز،[يعنى چون بانگ نماز كنند] [٣].گفتند:[مراد] [٤]بانگ نماز است كه امام بدان بر منبر شود [٥]،بيانش خبر سائب بن يزيد است كه گفت:رسول-صلّى اللّٰه عليه و آله و سلّم-را يك مؤذّن بود و آن بلال بود،بر در مسجد بانگ نماز بكردى چون رسول بر منبر شدى،و چون فرود آمدى قامت بگفتى.[و نيز] [٦]گفت:در عهد ابو بكر[و عمر خطّاب] [٧]هم چنين بودى،و [٨]در عهد عثمان مردمان بسيار شدند و خانهها [٩]از مسجد دور شد [١٠]بفرمود تا روز آدينه بانگ نمازى ديگر بيفزودند [١١]،بانگ نماز اوّل بر بام سرايى كه عثمان را بود به بازار-كه آن را«زورا»گفتندى-و چون او بر منبر بنشستى بانگ نماز دوم[باز] [١٢]بگفتندى.
مِنْ يَوْمِ الْجُمُعَةِ ،شايد كه«من»تبيين را باشد و شايد كه تبعيض را بود،و تقدير آنكه وقت صلاة الجمعة،و آن بعضى از روز باشد.و گفتند:«من»به معنى«في»است،أى في يوم الجمعة،و مثله قوله: مٰا ذٰا خَلَقُوا مِنَ الْأَرْضِ [١٣]،أى فى الارض،و جملۀ قرّاء«جمعه»خواندند به دو ضمّه،و أعمش به سكون«ميم»