روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١١٠ - ترجمه
اشتقاق او از فاء اذا رجع باشد،و«أفاء»متعدّى باشد از او،و سايۀ بعد زوال را «فيء»گويند هم ازآنجا من فاء اذا رجع. فَمٰا أَوْجَفْتُمْ عَلَيْهِ مِنْ خَيْلٍ وَ لاٰ رِكٰابٍ ، نتاختيد برآن هيچ اسبى و نه اشترى،يعنى هيچ رنجى نرسيده به شما و قطع مسافتى نكرديد و قتال نكرديد برآن و ايجاف و ايضاح اسراع باشد،و الوجيف السّير السّريع.و بيش از آن نبود كه رسول-صلّى اللّٰه عليه و آله و سلّم-بر شترى نشست و با تنى چند از صحابه آنجا رفت،خداى تعالى بر دست او بگشاد بر طريق مصالحه [١]و قرار بر آنكه بروند و خانهها [٢]رها كنند،و قوله:«عليه»ضمير راجع است [٣]با لفظ«ما». وَ لٰكِنَّ اللّٰهَ يُسَلِّطُ رُسُلَهُ عَلىٰ مَنْ يَشٰاءُ ،و لكن خداى مسلّط كند پيغمبرانش را بر آنكه خواهد. وَ اللّٰهُ عَلىٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ،و خداى تعالى بر همه چيز قادر است و توانا.
و خداى تعالى اموال بنى النّضير خاصّه به رسول داد [٤].رسول-صلّى اللّٰه عليه و آله و سلّم-،بر مهاجر ببخشيد،انصاريان را نداد [٥]مگر سه كس را كه ايشان محتاج بودند [٦]:أبو دجانة سماك بن خرشه،و سهل بن حنيف،و دريد بن الصّمّه،و از بنى النّضير بيشتر از دو كس ايمان نياوردند،يكى:سفيان عمرو بن وهب [٧]و ديگرى سعد بن وهب كه ايشان اسلام آوردند.
رسول-صلّى اللّٰه عليه و آله و سلّم-بفرمود تا مال و ملك ايشان با ايشان دادند.
عمر خطّاب روايت كرد كه:مال بنى النّضير خداى تعالى به رسول داد از [٨]خاص،براى آنكه هيچكس را در آن سعى نبود و به سعى حضرت رسول
[١] .آد،كا،گا:مصلحت.
[٢] .اساس:و همۀ نسخه بدلها:خانها/خانهها.
[٣] .آد،كا،گا:و ضمير عليه راجع است.
[٤] .آد+و.
[٥] .آد،كا،گا:را چيزى نداد از آن.
[٦] .آد،كا،گا:منهم.
[٧] .تفسير قرطبى(١١/١٨):سفيان بن عمير.
[٨] .آد و ديگر نسخه بدلها:ندارد.