انوار هدايت، مجموعه مباحث اخلاقى - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٨٩ - پنج صفت نيك
را نگاه دارد، ولى اگر به دامنه برسد از سرعتش كاسته مىشود و آرام مىگيرد.
نفس هم چنين است. پناه بر خدا اگر انسان زمام نفس خويش را رها سازد. چقدر دردناك است كه انسان بداند ولى نتواند. زيرا زمانى كه نمىداند و گناه مىكند شايد مسؤوليّت چندانى نداشته باشد.
اينها همه هشدار است كه مراقب اعمالمان باشيم و كارهاى نيك براى خودمان بفرستيم، امّا اگر عمل زشتى را مرتكب شديم و موفّق به توبه نگشتيم و از اين دنيا رفتيم، عذاب آن را نيز بايد تحمّل كنيم، چرا كه قلم تكاليف بعد از مردن خشك مىشود و انسان نمىتواند توبه كند و قدم خيرى بردارد.
در حالات ابن سيرين، معبّر خواب، مىخوانيم كه او مردى بسيار زيبا و بزّاز بود. زنى دل به او بست و با حيلههاى مخصوصى وى را به خانه خود برد و درها را به روى او بست. او تسليم هوسهاى آن زن نشد و مرتّباً مفاسد اين گناه بزرگ را بر او مىشمرد، ولى آتش هوس زن بهقدرى سركش بود كه آب موعظه آن را خاموش نمىساخت. ابن سيرين براى نجات از چنگال او چارهاى انديشيد.
برخاست و بدن خود را با اشياءِ آلودهاى كه در آن خانه بود چنان كثيف و نفرتانگيز ساخت كه تنفّر زن را برانگيخت و او را از خانه بيرون كرد.
مىگويند ابن سيرين بعد از اين ماجرا، فراست و هوشيارى فوقالعادهاى در تعبير خواب يافت و داستانهاى عجيبى از تعبير خواب او در كتابها نوشتهاند كه از عمق اطّلاعات او در اين زمينه خبر مىدهد.