انوار هدايت، مجموعه مباحث اخلاقى - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٣١ - زبان در روايات اسلامى
و فقط سراى آخرت، سراى زندگى (واقعى) است». [١] در حقيقت، دنيا مرگى تدريجى است. چه بد است كه انسان حيات جاويدان و حقيقى را بدهد و در عوض آن لذّات مختصر و زودگذر و اين زندگى دنيوى را كه مرگ تدريجى است بگيرد. چنين انسانى هم از نظر فكرى منحرف است، چون بد فكر مىكند و هم از نظر عمل، چون بد عمل مىكند و هم از نظر همّت بد است، چون همّتش پست است.
از اين بدتر كسانىاند كه آخرتشان را به دنياى ديگران مىفروشند. چنين كسانى كم نيستند. به عبارت ديگر، من از دين و دنيا و همه چيز خودم مايه بگذارم براى اينكه دنياى فلانى آباد شود كه اين نهايت حماقت و بدبختى است.
گاهى انسان چشمش را باز مىكند مىبيند كه مصداق اوّلى كه شده رفتهرفته دارد مصداق دومى هم مىشود. خيال نكنيد كه وقتى اينها دامن انسان را مىگيرد قبلًا خبر مىكند، ناگهان متوجّه مىشود كه كار از كار گذشته و در حال غرق شدن در اين گرداب است و دارد در آن دست و پا مىزند.
زبان در روايات اسلامى
در حديثى پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود:
«نَجاةُ المؤمِنِ حِفظُ لِسانِهِ
؛ رهايى مؤمن در نگهدارى زبانش است». [٢] در روايتى امام صادق عليه السلام فرمود كه لقمان به فرزندش گفت:
«يا بُنَىَّ ان كُنتَ زَعَمتَ أنَّ الكَلامَ مِن فِضَّةٍ فَإنَّ السُّكوتَ مِن ذَهَبٍ
؛ اى پسرم، اگر خيال مىكنى كه سخن گفتن نقره است (بدان كه) سكوت طلاست». [٣] از پيامبر اعظم صلى الله عليه و آله روايت شده است كه فرمود:
«بَلاءُ الإنسانِ مِنَاللّسانِ وَسَلامَةُ
[١]. سوره عنكبوت، آيه ٦٤.
[٢]. وسائل الشيعه، ج ٨، ص ٥٣٣.
[٣]. بحارالانوار، ج ١٨، ص ٢٩٧.