انوار هدايت، مجموعه مباحث اخلاقى - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٦٢ - مراتب يقين
١. يكى از نشانههاى ضعف يقين اين است كه انسان مردم را از خود خشنود سازد در عوض غضب الهى. يعنى انسان مردم را در مقدّرات خودش مؤثّرتر از خداوند تبارك و تعالى بداند. اگر انسان به ربّالعالمين بودن خدا معتقد باشد و ايمان قوى داشته باشد كه هرچه هست از آنِ اوست، از هيچكس نمىترسد.
قرآن مىفرمايد: « «تُؤْتِى الْمُلْكَ مَنْ تَشَاءُ وَ تَنْزِعُ الْمُلْكَ مِمَّنْ تَشَاءُ وَ تُعِزُّ مَنْ تَشَاءُ وَتُذِلُّ مَنْ تَشَاءُ»؛ به هر كس بخواهى حكومت مىبخشى و از هركس بخواهى حكومت را مىگيرى، هركس را بخواهى عزّت مىدهى و هر كه را بخواهى خوار مىكنى». [١] چون مىدانم روزىدهنده من خداست از هيچكس نمىترسم، پيش بنده خدا سر خم نمىكنم. اگر او مرا يارى كند و تمام عالم مخالف من باشند نمىتوانند كارى بكنند. پس اگر مىبينيم گاه برخى نزد مردمان فرومايه سر فرو مىآورند ناشى از ضعف يقين است كه دامنگير انسان مىشود.
البتّه يقين مراتبى دارد كه اين مراتب در عمل انسان مؤثّر است، زيرا عمل بازتاب عقيده است. هر اندازه عقيده محكم باشد عمل پاكتر است. غالباً آلودگى اعمال بهسبب آلودگى عقايد است. اينكه مىگويند همه چيز حتّى اخلاق و فروع دين را بايد در اصول عقايد درست كرد علّتش همين است.
يقين سه مرتبه دارد: علماليقين، عيناليقين، حقّاليقين.
براى فهم اين سه مرحله آتش را مثال مىزنند.
گاه انسان از دود پى به وجود آتش مىبرد اين را «علماليقين» مىگويند. گاه آتش را مىبيند اين مىشود «عيناليقين» و گاهى آتش را با تمام وجود حس مىكند اين مىشود «حقّاليقين».
به عبارت ديگر، گاهى دليل عقلى است، گاهى شخص با چشم مىبيند و گاهى تجربه هم مىكند.
حال اگر- مثلًا- در مورد مال يتيم چنين مراقبتى باشد كه در قرآن كريم
[١]. سوره آل عمران، آيه ٢٦.