انوار هدايت، مجموعه مباحث اخلاقى - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٧١ - سوگند ياد كردن
رابطه كند و با او سخن نگويد، يا از جهاد فرار كند و مانند اينها؛ بنابراين، اگر كسى چنين سوگندى ياد كرد بايد به آن اعتنا نكند و وظيفه خود را انجام دهد و هيچ كفّارهاى هم ندارد.
امّا قسمهايى كه به نام خدا باشد و موضوع آن كار خوب يا لااقل مباحى است، وفاى به آن واجب است و اگر كسى با آن مخالفت كند كفّاره دارد.
و در تقسيم ديگرى، طبق آيات قرآن مجيد، سوگند بر دو نوع است:
سوگندهاى لغو و سوگندهاى صحيح.
سوگندهاى لغو، طبق آيه «لَايُؤاخِذُكُمُ اللَّهُ بِاللَّغْوِ فِى أَيْمَانِكُمْ» [١] مجازات ندارد.
البتّه منظور، سوگندهايى است كه داراى هدف مشخّص نيست و از روى اراده و تصميم سر نمىزند، بلكه بدون توجّه، بهعنوان تكيه سخن (وَاللّهِ و بِاللّهِ) يا (لاوَاللّهِ و بَلى وَاللّهِ) مىگويند، يا در حال شدّت هيجان يا غضب، بدون اراده و تصميم گفته مىشود.
بعضى گفتهاند: اگر انسان به چيزى يقين داشته باشد و بر اساس آن سوگند ياد كند، سپس معلوم شود كه اشتباه كرده، آن نيز جزءِ قسم لغو است. مثل اينكه كسى بر اثر سعايت افراد سخنچين يقين به انحراف همسر خود پيدا كند و سوگند بر طلاق او ياد كند بعد معلوم شود دروغ بوده است، اين سوگند اعتبار ندارد.
اين را نيز مىدانيم كه علاوه بر لزوم قصد و اراده و تصميم در سوگندهاى جدّى، لازم است كه محتواى قَسَم كار نامشروع يا مكروهى نباشد، بنابراين اگر انسان در حال اختيار و از روى اراده و تصميم سوگند ياد كند كه عمل حرام يا مكروهى را انجام دهد، آن قسم نيز بىارزش است.
امّا نوع دوم، سوگندهايى است كه از روى اراده و تصميم و بهطور جدّى ياد مىشود. درباره اين نوع سوگندها قرآن مىفرمايد: « «وَلكِنْ يُؤَاخِذُكُمْ بِمَا عَقَّدْتُّمُ
[١]. سوره مائده، آيه ٨٩.