انوار هدايت، مجموعه مباحث اخلاقى - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٠٩ - عفو و گذشت
اين مسأله بسيار مهمّى است كه انسان هرقدر هم حسنات داشته باشد وقتى وارد عرصه قيامت شد تهيدست است. چه چيزى دارد كه به ديگرى بدهد، هراندازه هم كه گناهانش كم باشد در آنجا كه وارد مىشود زياد است. چگونه مىتواند بار گناهان ديگران را به دوش بكشد؟ لذا بايد در همين دنيا تصفيه حسابها را انجام بدهد و بدهكارىهاى خود را بپردازد. اگر- خداى ناكرده- آبروى كسى را ريخته است حلّيّت بطلبد و تلافى كند، چرا كه مهمتر از مال مسلمان، آبروى اوست. در عبارتى مىخوانيم:
«إِنَّ ارْبَىالرّبا عِرضُ الرَّجُلِ المُسلِمِ
؛ بدترين ربا آبروى مسلمان است كه بىجهت ريخته شود». [١] وقتى در اين دنيا آبروى كسى را ريخت و جبران نكرد در آن دنيا بايد از حسناتش بپردازد و اگر نداشت، گناهان طرف مقابل را بپذيرد. هم بار سنگين خويش را به دوش مىكشد و هم بار سنگين ديگران را. در قرآن مىخوانيم: « «وَلَيَحْمِلُنَّ أَثْقَالَهُمْ وَأَثْقَالًا مَعَ أَثْقَالِهِمْ وَلَيُسْئَلُنَّ يَوْمَ الْقِيمَةِ عَمَّا كَانُوا يَفْتَرُونَ»؛ آنها بار سنگين (گناهان) خويش را بر دوش مىكشند و (همچنين) بارهاى سنگين ديگرى را اضافه بر بارهاى سنگين خود؛ و روز قيامت بهيقين از دروغهايى كه به خدا مىبستند، سؤال خواهند شد». [٢] ٢. مقام عفو است كه چقدر گذشتكنندگان مقام دارند. در حديث آمده كه
«ثَمَنُ الْجَنَّةِ الْعَفْوُ
؛ بهاى بهشت، گذشت است». براى انسان افتخار نيست كه اگر بدى از كسى ديد در سينه نگاه دارد تا روزى انتقام بگيرد، زيرا انتقام كار حيوانات است. برخى انتقام را دليل شجاعت مىدانند و معتقدند اگر كسى ضربهاى به تو زد بايد ضربه محكمترى به او بزنى، در حالى كه اگر او ضربهاى زد و تو بخشيدى اين دليل شجاعت و تسلّط بر نفس است. افراد كينهجو و انتقامجو موفّق نيستند.
در اين موارد نهتنها بايد عفو كرد، بلكه بالاتر از اين بايد اختلاف مؤمنان را از بين
[١]. بحارالانوار، ج ٧٥، ص ٢٢٢.
[٢]. سوره عنكبوت، آيه ١٣.