انوار هدايت، مجموعه مباحث اخلاقى - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٣٩ - فلسفه دعا و نيايش
خداوند و وسيله رسيدن به هر حاجت است، نعمتها و رحمتهايى نزد پروردگار است كه جز با دعا نمىتوان به آن رسيد. و بدان هر درى را كه بكوبى عاقبت گشوده خواهد شد». [١]
فلسفه دعا و نيايش
كسانى كه حقيقت و روح دعا و آثار تربيتى روانى آن را نشناختهاند، ايرادهاى گوناگونى به آن دارند:
گاه مىگويند: دعا عامل تخدير است، زيرا مردم را به جاى فعّاليّت و كوشش و استفاده از وسايل پيشرفت و پيروزى، به سراغ دعا مىفرستد و به آنها مىآموزد كه به جاى تلاش، دعا كنند.
گاه مىگويند: دعا كردن فضولى در كار خداست، خدا هر چه مصلحت بداند انجام مىدهد. او به ما محبّت دارد، مصالح ما را بهتر از خود ما مىداند، پس چرا مطابق دلخواه خود از او چيزى بخواهيم؟
و زمانى مىگويند: آيا دعا منافات با مقام رضا و تسليم در برابر اراده خداوند ندارد؟
كسانى كه چنين ايرادهايى را مطرح مىكنند از آثار روانى و اجتماعى و تربيتى و معنوى دعا و نيايش غافلند، زيرا انسان براى تقويت اراده و برطرف كردن ناراحتىها به تكيهگاه نياز دارد، دعا چراغ اميد را در انسان روشن مىسازد.
مردمى كه دعا و نيايش را فراموش كنند، با واكنشهاى نامطلوب روانى و اجتماعى روبهرو خواهند شد.
به تعبير يكى از روانشناسان معروف، «فقدان نيايش در ميان ملّتى برابر با سقوط آن ملّت است. اجتماعى كه نياز به نيايش را در خود كشته، معمولًا از فساد و زوال مصون نخواهد بود.
[١]. كافى، ج ٢، ص ٤٧٠، ح ٧.