انوار هدايت، مجموعه مباحث اخلاقى - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٩٥ - پنج درس زندگى و ترك شبهات
بزرگ فرمود: همين مقدّسى كه تا اين اندازه محتاط بود كمكم به وادىهايى وارد شد كه سرانجام كارش به جايى رسيد كه اگر بر سر سفره او شراب نبود شايد دست به غذا نمىزد.
اين تغيير و تحوّل چگونه رخ مىدهد؟ اينها ازآنروست كه اوّل مستحبّات را ترك كرد و بعد مكروهات و مشتبهات را انجام داد و سرانجام به ارتكاب محرمّات دست زد.
يك مورد هم براى خود من رخ داده است. طلبهاى بود كه شبهاى جمعه دعاى كميل مىخواند و صداى خوبى داشت. در حجرهاش نشسته بود و دعا مىخواند من هم در آن حجره بودم و لذّت مىبردم. اين شخص بعداً از شيراز به تهران آمد و در تهران، طلبگى براى او پوششى بود. كسى نقل مىكرد كه مىخواستم در حجرهاش دعاى كميل بخوانم، گفتم مفاتيح كجاست؟ گفت آنجاست، بردار امّا در اتاق من نخوان، برو بيرون بنشين كه من حوصله آن را ندارم. همان كسى كه آنهمه اهل دعا و نيايش بود كارش به جايى رسيد كه از دعاى كميل بيزار شده بود. اگر انسان بخواهد واقعاً حال و نشاط داشته باشد بايد از غذاهاى مشتبه، جلسات و حرفهاى مشتبه بپرهيزد و واقعاً در مقام عمل احتياط كند.