انوار هدايت، مجموعه مباحث اخلاقى - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٦٠ - ب) ناراحتى وجدان
فَانظُروا الى خُلَطائِهِ فَان كانوا أهلَ دينِ اللّهِ فَهُوَ عَلى دينِ اللّهِ وَ ان كانوا عَلى غَيرِ دينِ اللّهِ فَلاحَظَ لَهُ مِن دينِ اللّهِ
؛ هرگاه وضع كسى بر شما مشتبه شد و دين او را نشناختيد به دوستانش نظر كنيد، اگر اهل دين و آيين خدا باشند او نيز پيرو آيين خداست و اگر بر آيين خدا نباشند او نيز بهرهاى از آيين حق ندارد».
بهراستى گاه نقش دوست در خوشبختى و بدبختى انسان از هر عاملى مهمتر است. گاه او را تا سرحدّ فنا و نيستى پيش مىبرد و گاه او را به اوج افتخار مىرسانَد.
اگر ديديد كه عدّهاى لاابالى و ولگرد دور او جمعاند، هرچه جانماز آب بكشد فريب او را نخوريد، زيرا
«انَّ المَرءَ عَلى دينِ خَليلِهِ وَ قَرينِهِ
؛ آدمى بر دين دوست و همنشيناش است». [١] بنابراين همنشينى با اراذل، قلب را مىميراند.
٢. همنشينى با اغنيا نيز قلب انسان را مىميراند. البتّه مراد از اغنيا در اينجا نوع اغنياست. چنين نيست كه هر كس غنى بود بد باشد. بسا ثروتمندانى كه همنشينى با آنها سعادت بيافريند، مانند حضرت ابراهيم عليه السلام كه ثروت زيادى داشت و همين كه مىشنود كسى ذكر «سُبُّوحٌ قُدُّوسٌ» مىگويد، نصف اموالش را در راه خدا به او مىبخشد. و اين حساب ديگرى دارد. يعنى در اغنياى متدين بحثى نيست، بلكه چون غالب و بيشتر اغنيا انسانهاى مرفّه، بىدرد، ازخودراضى، متكبّر و غرق در ناز و نعمتاند و وقتى انسان با آنان مىنشيند، يا درباره درآمدها، يا درباره مخارج زندگى سخن مىگويند از خدا و پيغمبر و معنويات يا سخنى نمىگويند يا كم مىگويند. گاه شايد شصت نوع چلوخورش را براى شما مىشمارد، علم و آگاهى و اطّلاعات در انواع غذاها، چرندگان و پرندگان، وسايل عيش و نوش بسيار دارند، امّا همين كه يك بحث اخلاقى شود همه ساكت و خاموش مىشوند گويى خاك قبرستان بر سرشان پاشيده شده است. مجالست با چنين اغنيايى،
[١]. بحارالانوار، ج ٧٤، ص ١٩٧.