انوار هدايت، مجموعه مباحث اخلاقى - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٧٤ - معيار ظاهر و باطن
به محتواى آن اهمّيّت مىدهيم؟ چون وقتى تجويد و قرائت با عمل به قرآن و فهم و درك آن همراه نباشد چه دردى را دوا مىكند؟ وقتى علّامه طباطبائى رحمه الله تفسير را شروع كرد، بسيارى آن را دليل بر بىسوادى ايشان دانسته و گفته بودند چون بحث خارج نمىگويد معلوم مىشود كه بهرهاى از علميّت نبرده است.
علّامه مردى بود كه بسيار كم حرف مىزد، ولى گاهى هم سوز درونش باعث مىشد حرفهايى را مطرح كند. آيا سزاوار است كه با اساس اسلام اينگونه رفتار شود. به هر حال، در اسلام معيار قلب و اعمال است كه خداوند هم به اين دو نظر دارد.
در حديث آمده است كه خداوند به اعمال شما نظر مىكند و همه اعمال ما هم در دفترى به نام نامه اعمال ثبت و ضبط مىشود.
در آيات قرآن و روايات از نامه اعمال انسانها بسيار سخن به ميان آمده كه از مجموع آنها به دست مىآيد اعمال آدمى با تمام جزئيّات در نامهاى ثبت مىشود و روز رستاخيز اگر انسان نيكوكار باشد، نامه اعمالش را به دست راستش مىدهند و اگر بد كردار باشد نامه اعمالش را به دست چپش مىدهند.
در سوره حاقّه آيه ١٩ مىفرمايد: « «فَأَمَّا مَنْ أُوتِىَ كِتَابَهُ بِيَمِينِهِ فَيَقُولُ هَاؤُمُ اقْرَءُوا كِتَابِيَهْ»؛ پس كسى كه نامه اعمالش را به دست راستش دهند (از شدّت شادى) فرياد مىزند كه نامه اعمال مرا بگيريد و بخوانيد».
و در آيه ٢٥ مىفرمايد: « «وَ أَمَّا مَنْ أُوتِىَ كِتَابَهُ بِشِمَالِهِ فَيَقُولُ يَا لَيْتَنِى لَمْ أُوتَ كِتَابِيَهْ»؛ امّا كسى كه نامه اعمالش را به دست چپش بدهند مىگويد: اى كاش هرگز نامه اعمالم را به من نمىدادند».
در سوره كهف آيه ٤٩ مىفرمايد: «و كتاب (نامه اعمال) در آنجا گذارده مىشود، پس گناهكاران را مىبينى كه از آنچه در آن است ترسان و هراسانند.
و مىگويند: اى واى بر ما! اين چه كتابى است كه هيچ عمل كوچك و بزرگى را فرو نگذاشته مگر اينكه آن را به شماره آورده است؟ (و اين در حالى است كه)