انوار هدايت، مجموعه مباحث اخلاقى - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٧٠ - انواع ذكر
نَفْسِكَ تَضَرُّعًا وَخِيفَةً»؛ پروردگارت را دردرون خود ازروىتضرّعوخوف يادكن». [١] ٣. در اين مرحله از مقام ربوبيّت خداوند فراتر مىرود و به مقام مجموعه صفات جمال و جلال خدا كه در اللّه جمع است مىرسد « «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْرًا كَثِيرًا»؛ اى كسانى كه ايمان آوردهايد، خدا را بسيار ياد كنيد». [٢] و به اين ترتيب، اين ذكر همچنان ادامه مىيابد و مرحله به مرحله تكامل پيدا مىكند و صاحب آن را با خود به اوج كمال مىبرد. [٣]
انواع ذكر
ذكر بر سه نوع است: زبانى، قلبى، عملى. هرگز نبايد تصوّر كرد كه منظور از ذكر پروردگار با اينهمه فضيلت، تنها ذكر زبانى است، بلكه در روايات اسلامى تصريح شده كه منظور، علاوه بر آن، ذكر قلبى و عملى است. يعنى هنگامى كه انسان در برابر كار حرامى قرار مىگيرد به ياد خدا بيفتد و آن را ترك گويد.
هدف اين است كه خدا در تمام زندگى انسان حضور داشته باشد و نور پروردگار تمام زندگى او را فرا گيرد، همواره به او بينديشد و فرمان او را نصبالعين سازد.
مجلس ذكر مجلسى نيست كه گروهى بىخبر گرد هم آيند و به عيش و نوش بپردازند و درضمن مشتى اذكار اختراعى عنوان كنند و بدعتهايى را رواج دهند.
و اگر در حديثى مىخوانيم كه پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود:
«بادِروا الى رِياضِ الجَنَّةِ
؛ بهسوى باغهاى بهشت بشتابيد» ياران عرض كردند:
«وَما رِياضُ الجَنَّةِ؟
؛ باغهاى بهشت چيست؟» فرمود:
«حَلَقُ الذّكرِ
؛ مجالس ذكر است» [٤] منظور جلساتى است كه در آن
[١]. سوره اعراف، آيه ٢٠٥.
[٢]. سوره احزاب، آيه ٤١.
[٣]. فخر رازى، تفسيركبير، ج ٣٠، ص ١٧٧.
[٤]. بحارالانوار، ج ٩٣، ص ١٥٦، ح ٢٠.