انوار هدايت، مجموعه مباحث اخلاقى - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٤٢ - سلاحى به نام دعا
گيرد، روشن مىشود كه مفهوم دعا درخواست فراهم شدن اسباب و عواملى است كه از دايره قدرت انسان بيرون باشد، آنهم از كسى كه قدرتش بىپايان و هر امرى برايش آسان است. ولى اين درخواست نبايد فقط بر زبانِ انسان جارى شود، بلكه از همه وجود او برخيزد و زبان در اين بخش، نماينده و ترجمان تمام ذرّات وجود انسان و اعضا و جوارح اوست.
قلب و روح از طريق دعا، پيوند نزديك با خدا پيدا كند و مانند قطرهاى كه به اقيانوس بىپايان مىپيوندد، اتّصال معنوى با آن مبدأ بزرگِ قدرت يابد.
البتّه يكنوع ديگر از دعا داريم كه حتّى در موارد قدرت و توانايى انجام مىگيرد و آن دعايى است كه نشاندهنده عدم استقلال قدرت ما در برابر قدرت پروردگار است. به عبارت ديگر مفهوم آن توجّه به اين حقيقت است كه اسباب و عوامل طبيعى هرچه دارند از ناحيه او دارند و به فرمان او هستند. اگر به دنبال دارو مىرويم و از آن شفا مىگيريم بدان روست كه خدا آن اثر را به دارو بخشيده (اين نوع ديگرى از دعاست كه در احاديث اسلامى نيز به آن اشاره شده). [١] مختصر اينكه «دعا» يكنوع خودآگاهى و بيدارى دل و انديشه و پيوند باطنى با مبدأ همه نيكىها و خوبىهاست. در سخنان حضرت على عليه السلام مىخوانيم كه فرمود:
«لا يَقبَلُ اللّهُ عَزَّ وَجَلَّ دُعاءَ قَلبٍ لاهٍ
؛ خداوند دعاى غافلدلان را مستجاب نمىكند». [٢] در حديث ديگر از امام صادق عليه السلام به همين مضمون مىخوانيم:
«انَّ اللّهَ عزَّ وَجَلَّ لا يَستَجيبُ دُعاءً بِظَهرِ قَلبٍ ساهٍ». [٣]
[١]. رجوع شود به: تفسير نمونه، ذيل آيه ١٨٦ سوره بقره.
[٢]. كافى، ج ٢، ص ٣٤٢.
[٣]. همان.