انوار هدايت، مجموعه مباحث اخلاقى - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٦٣ - مراتب يقين
مىفرمايد: « «إِنَّ الَّذِينَ يَأْكُلُونَ أَمْوَالَ الْيَتَامَى ظُلْمًا إِنَّمَا يَأْكُلُونَ فِى بُطُونِهِمْ نَارًا»؛ كسانى كه اموال يتيمان را به ستم مىخورند (در حقيقت) تنها آتش مىخورند». [١] يا ايمان داشته باشد كه انفاق چيزى از انسان كم نمىكند، بلكه بر مال او مىافزايد. چنانكه در قرآن آمده است: « «مَثَلُ الَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ فِى سَبِيلِ اللَّهِ كَمَثَلِ حَبَّةٍ أَنْبَتَتْ سَبْعَ سَنَابِلَ فِى كُلّ سُنْبُلَةٍ مِائَةُ حَبَّةٍ وَاللَّهُ يُضَاعِفُ لِمَنْ يَشَاءُ»؛ كسانى كه اموال خود را در راه خدا انفاق مىكنند، همانند بذرى است كه هفت خوشه بروياند كه در هر خوشه، يكصد دانه باشد و خداوند آن را براى هر كس بخواهد (و شايسته باشد) دو يا چند برابر مىكند». [٢] دست به گناه نمىزند.
آن مرتبههاى بالاى يقين اينگونه است كه اگر بهترين ميوهها را در كنارش بگذارى و آتش را در طرف ديگرش، هر دو در نظر او يكى است. همانطور كه از آتش مىپرهيزد از آن ميوهها- كه مثلًا مال يتيم است- مىگريزد.
اينجاست كه بايد پايههاى ايمان را محكم كرد. يك مقدار را بايد از خدا خواست و با استغاثه و تضرّع در نيمهشب، از خدا يقين كامل بطلبيم و بگوييم:
«يا واهِبَ اليَقينِ، ارزُقنِى اليَقينَ عِلمَ اليَقينِ وَعَينَ اليَقينِ وَحَقَّ اليَقينِ»
. اگر اينها را به انسان بدهند و در مقابلش همه دنيا را از انسان بگيرند سهل است، برعكس اگر همه دنيا را بدهند و انسان آنها را نداشته باشد جز درد و بدبختى چيز ديگرى نيست. حقيقت مطلب همان يقين است كه بايد از طريق تعلّم و عمل به دست آورد، چون ايمان و عمل در يكديگر تأثير متقابل دارند لذا در قرآن در كنار ايمان عمل صالح نيز ذكر شده است. خلاصه اگر انسان به حقّاليقين برسد بيمه شده است.
به هرحال در قسمت اوّل سخن مىفرمايد: از ضعف يقين است كه بهسراغ مخلوق مىروى و خالق را وامىنهى و خشم او را مىخرى. همه اينها از باور
[١]. سوره نساء، آيه ١٠.
[٢]. سوره بقره، آيه ٢٦١.