انوار هدايت، مجموعه مباحث اخلاقى - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٩٢ - پنج درس زندگى و ترك شبهات
حساب مىكشد. در عبارتى آمده است:
ما أخَذَ اللّهُ عَلى اهلِ الجَهلِ أن يَتَعَلَّموا حَتّى أخَذَ عَلى اهلِ العِلمِ ان يُعَلّموا:
«پيش از آنكه خدا از جاهلان پيمان بگيرد كه درس بخوانند، از علما پيمان گرفته كه درس بدهند». [١] در احاديث دانشمندانى كه در جامعه تنها ماندهاند و كسى از علومشان بهره نمىگيرد به «بئر معطله» تفسير شده است. از امام موسى بن جعفر عليه السلام روايت شده است كه فرمود:
البِئرُ المُعَطَّلَةُ، الإمامُ الصّامِتُ والقَصرُ المَشيدُ الإمامُ النّاطِقُ
: «چاه معطّل كه از آن بهره نمىگيرند، امام خاموش و قصر محكم سربرافراشته، امام ناطق است». [٢] در اسلام هم تعلّم واجب است و هم تعليم و اين دو وجوب از هم جدا نيست، چون لازم و ملزوم يكديگرند.
٣. اگر ظالمى به شما ظلم كرد و شما انتقام بگيريد، ارزشتان از بين مىرود و مثل او مىشويد. البتّه اين در جايى است كه ظالم از آن عفو سوءِاستفاده نكند، يا اين بخشش عكسالعمل نامطلوبى در جامعه نداشته باشد.
٤. «اعمالتان را خالص و بدون ريا انجام دهيد». چنين كارى بسيار دشوار است. ريا يكى از سرچشمههاى فساد عمل است و عوامل ديگرى همچون عُجب و شهوات نفسانى، عمل را تباه مىكند. مثلًا گاهى نماز مىخوانم براى اينكه خودم از خودم راضى باشم كارى به مردم هم ندارم كه خود اين، باعث نوعى فساد در عمل است. يا نماز را از روى عادت مىخوانم، يا نماز شب بهجا مىآورم تا از ديگران برتر باشم. اين انگيزهها نيز عمل را فاسد مىكند.
در روايات اسلامى بعد از مسأله نيّت روى «اخلاص» تكيه شده است كه اگر آن باشد، عمل فوقالعاده پرارزش وگرنه فاقد ارزش خواهد بود.
«اخلاص» آن است كه محرّك انسان از هرگونه شائبه غير الهى پاك باشد
[١]. بحارالانوار، ج ٢، ص ٨١.
[٢]. كافى، ج ١، ص ٤٢٧، ح ٧٥.