انوار هدايت، مجموعه مباحث اخلاقى - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٩٧ - بهترين بندگان خدا
خاطر زيانهايش آن را ترك مىكند و نمىخورد. اين ترك كه براى ناتوانى است مهم نيست، بلكه مهم آن است كه در عين قدرت، انسان گناه را ترك كند. صاحب مقام و موقعيّت اجتماعى بالايى باشد امّا تواضع ورزد. [١] علاقه به چيز حرام دارد ولى از آن چشم مىپوشد.
افراد در مسأله ترك گناه مختلف هستند: گروهى از برخى گناهان ذاتاً متنفّرند و آن را انجام نمىدهند، لذا هر كس بايد خودش ببيند كه به چه چيز حرامى تمايل دارد تا آن را ترك كند. البتّه شناخت خويشتن كار آسانى نيست. گاه صفاتى در انسان است كه شصت سال از سنّ او مىگذرد ولى خبر ندارد، چرا كه هيچكس با چشم انتقاد به خود نمىنگرد. اگر كسى مىخواهد در امور معنوى پيشرفت كند و به درجههاى عالى برسد بايد با بدبينى به خود بنگرد تا نقاط ضعف خود را بشناسد. لذا مىگويند در اين موارد از دشمنان استفاده كنيد يا از دوستان دلسوز و منتقد، نه عيبپوش. از همه بهتر اين است كه انسان خود منتقد خويش باشد. اگر او بداند به چه گناهانى تمايل دارد و لغزشش از كجاست و شيطان از چه وسايل و زمينهها و انگيزههايى در وجود او استفاده مىكند، اگر بتواند اينها را بررسى كند، اسير نفس و شيطان نمىشود. به قول مولوى:
|
نفْس اژدهاست او كى مرده است |
از غم بىآلتى افسرده است |